اعتراضات در 80 شهر ایران

اعتراضهای دی ماه در شهرهای ایران فروکش کرده اما همچنان بحث روز ملت ایران بویژه گرایشهای سیاسی درون و برون مرزی است.

اعتراضهای ماه گذشته سومین رخداد در 20 سال اخیر است که طی آن معترضان کلیت نظام سیاسی را زیر سوال می برند.

مفهوم عبور برای نخستین در سال 1378 و در میانه نخستین دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی مطرح شد.

آنزمان اعتراض دانشجویان به بسته شدن روزنامه “سلام” در تیر ماه آن سال با حمله نیروهای امنیتی و انصار حزب الله  به کوی دانشگاه در امیرآباد تهران مواجه شد.

با وجود آنکه بسیاری دانشجویان معترض در ناآرامیهای تیر ماه 78 هوادار دولت خاتمی بودند، اما آن روزها حاضر نبودند دیگر به سخنان خاتمی و مشاوران ایشان گوش فرا دهند.

عبور از خاتمی برای اولین بار در جریان همین ناآرامیها زمزمه شد. عبور از روحانی که از نظر اینجانب هنوز باعث وحدت ملی و تمامیت ارضی کشور می باشد تازه است ولی برای اولین بار در مشهد در تظاهراتی مطرح شد که آغازگر اعتراضتهای موج وار در بیش از 80 شهر کشور بود.

تظاهرات مشهد که گفته میشود علم الهدی و رئیسی سازمانگر آن بودند، به عبور از نظام فرا رویید و شعارهای جوانان و فرودستان، راس هرم قدرت در ایران را نشانه گرفت.

بعد از اعتراضات دی ماه امسال عبور از اصلاح طلبان نیز در مباحث سیاسی ایرانیان جای ویژه ای  را به خود اختصاص داد.

کلید این بحثها را شعار “اصلاح طلب، اصول گرا، دیگه تموم شد ماجرا” زد.

اعتراضهای دی ماه فروکش کرده است، اما پیامدهای جدی در جناح های سیاسی در حاکمیت داشت.

اصلاح طلبان نه تنها شاهد شعار عبور از خود در این اعتراضها بودند بلکه با فشار جدی بدنه و نیروهای حامی خود مواجه شدند.

اعتراضات اخیر نشان میدهد که بخش قابل ملاحظه ای از ملت ایران بویژه جوانان، این آینده سازان ایران فردا تمایلی به نوع کنشگری سیاسی اصلاح طلبان در این سالها ندارند.

بر این باورم دولت حسن روحانی هنوز زمان کوتاهی برای اصلاحات ساختاری در کشور را دارد.

اما برای بثمر رسیدن اصلاحات، رهبر انقلاب می بایستی از دولت آقای روحانی پشتیبانی نماید.

دگرگونی مسالمت آمیز همیشه مطلوبتر از شیوه های انقلابی و برانداز است که آینده و ثبات سیاسی ایران را به مخاطره می اندازد.

درسهای تاریخی

شکی نیست که ایران از نظر استراتژیک و ژیوپولیتیک با نفوذ کامل در کشورهایی مانند عراق، سوریه، بحرین، لبنان، یمن و حتی بخشهایی از افغانستان و آسیای مرکزی در موقعیت بسیار مطلوبی در خاورمیانه بزرگ قرار دارد.

بعنوان شخصیتی ملی خوشنود هستم که یکی از پایه های مهم سیاست خارجی ایران در سالهای گذشته بر پایه ناسیونالیزم ایران بنا گردیده که با شرایط اقتصادی کشور و اراده ملت باید تطبیق یابد. اما یادآوری می نمایم که اعتراضات و خیزش اخیر دیماه در بیش از 80 شهر که هنوز ادامه دارد درسهای تاریخی به ما آموخته است که کوتاه به آن می پردازم. دیماه گذشته نقطه عطفی در تاریخ انقلاب و جامعه بود.

پس از این جنبش، دیگر هیچ چیز، هیچ کس، در هیچ کجا مانند گذشته نیست. نه تنها حکومت دیگر نمی تواند به راه گذشته ادامه دهد بلکه همه ایدئولوژیها، همه نیروها، همه جریانهای سیاسی، همه احزاب در داخل و خارج و اصلاح طلب و غیر اصلاح طلب در برابر شرایطی تازه و پرسش هایی تازه قرار گرفته اند که باید برای آنها پاسخهای مناسب پیدا کنند، اگر نمی خواهند از تحولات جامعه ایران عقب بمانند.

نظام حکومتی ایران دریافته که این خیزش اگر بسرعت خواستهای آن درک و به آن پاسخهایی مناسب داده نشود، پیش زمینه یک قیام وسیع و سراسری در ایران خواهد بود که کل حاکمیت را به لرزه خواهد انداخت.

نامه علم الهدا به شورای امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران و مبرا معرفی کردن خود از تظاهرات ضد روحانی در مشهد، نشان دهنده موقعیت متزلزل این جناح پس از ماجراجویی کودتایی وی علیه ریاست جمهوری آقای حسن روحانی است که ضربه سنگینی به کل نظام وارد کرده، که او و بسیاری از اصول گرایان باید بهای آن را بپردازند. اعلام رسمی واگذاری شرکتهای متعلق به سپاه و خروج آن از عرصه فعالیت اقتصادی را باید نخستین پیامد و گام صحیح خیزش مردم و شرایط جدیدی دانست که در کشور ایجاد شده. همانطور که باید منتظر بود تغییراتی در ترکیب ائمه جمعه و شورای نگهبان روی دهد یا آنها خود ناگزیر شوند خود را با شرایط  جدید کشور وفق دهند. اینها همه نشاندهنده موقعیت جدید تثبیت شده آقای حسن روحانی در دولت است که کارشکنی در برنامه وی نه به سقوط دولت بلکه به فروپاشی کل نظام و فروپاشی ایران خواهد انجامید که آرزو و هدف دشمنان خارجی منطقه ای می باشد. اعتقاد بر آن دارم که نظام جمهوری اسلامی با اصلاحات ساختاری با همه ملیتهای سیاسی و دیگراندیش دیالوگ نوین برقرار و اندیشمندان سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را جلب تا بتوان در کنار قدرت ژئوپولیتیک ایران رفاه عمومی را برای ایرانیان هموار نماید. اینجانب که سن سیزده سالگی وارد عرصه سیاسی شده ام به نوبه خود خواهان تغیرات بنیادین و اساسی با بهره گیری از همه ظرفیت های ممکن هستم، ظرفیتی که از رهبر نظام آیت الله خامنه ای، ریاست جمهوری آقای حسن روحانی و تا جوانان و فرودستان معترض ادامه پیدا می کند.

به امید وفاق ملی همه نیروهای ایراندوست برای ایرانی آباد، آزاد مقتدر و مستقل.

پاینده ایران

زنده باد آزادی

گذر از استبداد و بسوی نظام دموکراتیک، سکولار و پارلمانی

فراخوان 15 چهره شناخته شده برای برگزاری یک رفراندوم ملّی زیر نظر سازمان ملل متحد برای تغییر مسالمت آمیز نظام حکومتی ایران زمین و تعیین نظام آینده، تازه ترین اقدام برای شکل دادن به یک نیروی جایگزین و ساختن آلترناتیوی ملی، بیرون از چارچوبهای سیاسی درون قدرت جمهوری اسلامی می باشد، این فراخوان در پی اعتراضات گسترده در بیش از 80 شهر ایران در دی ماه گذشته منتشر شده است. این فراخوان و بیانیه 15 شخصیت از حمایت قابل چشمگیری از ایرانیان درون و برون مرزی برخوردار است. این فراخوان به طور صریح و قاطع از اصلاح ناپذیری نظام جمهوری اسلامی سخن گفته است. اطلاعاتی که از داخل ایران بدست گروه وحدت ملی می رسد حکایت از آن دارد که تعداد بیشماری از اصلاح طلبان گذشته نیز اعتقاداتشان و باورهایشان به اصلاح ناپذیری نظام سوق پیدا کرده است. اگر چه فهرست امضا کنندگان تمامی نیروهای مخالف نظام را در بر نمیگیرد، اما از جمله به دلیل در کنار هم نشاندن چهره هایی با گرایشهای مختلف سیاسی و فکری، نشانده وفاق آنها بر ضرورت گذار از استبداد بطور مسالمت آمیز، پرهیز از خشونت و حمایت از رفراندوم ملی برای انتخاب نظام آینده ایران می باشد. مقاومت در برابر تغیر نظام سیاسی، آن هم از طریق رفراندوم، هم در ساختار حقیقی و هم در ساختار حقوقی قدرت در جمهوری اسلامی نهادینه شده است. گذشته از اینکه رهبران یک نظام سیاسی ناهمخوان با معیارهای رایج دموکراتیک اصولاً تمایلی به واگذاری داوطلبانه قدرت ندارند، در قانون اساسی جمهوری اسلامی هر گونه تلاشی برای تغیرات بنیادین و شاخص های آن از جمله ولایت فقیه از اساس منتفی دانسته شده است. روشن است که رهبران جمهوری اسلامی در حال حاضر مخالف هر نوع رفراندوم، چه از نوع مطرح شده 15 چهره شناخته شده و چه از نوع مطرح شده  آقای حسن روحانی می باشند. اما اگر روند تحولات، اعتراضات و اختلافات درونی افزایش یابد نهایتاً نظام حاکم و رهبران آن مجبور میشوند تن به سازش داده و تسلیم شوند و اجازه دهند مردم به عنوان داور اصلی، در باره آینده ایران تصمیم بگیرند، اما تا رسیدن به آن هدف، جریانهای سیاسی طرفدار سکولار و دموکراسی و ملّی در درون و برون از مرزها می بایستی تشکیلاتی قوی از شخصیتهای ملّی و فرهیختگان بوجود آورند، تا کشتی طوفان زده را با کمترین هزینه به مقصد، که رفراندوم ملّی برای تعیین نوع نظام حکومتی می باشد هدایت نمایند. ایران آینده متعلق به کلیه ایرانیان، بویژه جوانان، این آینده سازان فردای ایران می باشد. امیدوارم دشمنان خارجی منطقه ای جمهوری اسلامی با دخالت در امور ایران یا بوجود آوردن جنگ علیه ایران به روند گذار مسالت آمیز در ایران خدشه ای و ضربه ای وارد ننمایند. در خاتمه مجدداً متذکر می گردم و این سئوال پیش می آید که آیا با در نظر گرفتن مفاد قانون اساسی جمهوری اسلامی و ایدئولوژی انعطاف ناپذیر رهبر آیا نظام و رهبریت اجازه رفراندوم ملّی و گذار از استبداد به یک نظام دمکرات و سکولار را می دهند. در غیر اینصورت خواست ملت ایران که همانا همه پرسی ملّی است با یک برخورد خشن و خونین از طرف صاحبان قدرت روبرو خواهد شد.

مدیریت گذار از استبداد و بسوی نظام سکولار و دموکراسی

نظام کنونی ایران بدون قید شرط سقوط خواهد نمود. با اتکا به این واقعیت که بخشی از فرهیختگان سیاسی در برون از مرز می باشند، در شرایط کنونی هم پیوندی و هماهنگی میان آنها با نخبگان و جریانهای سیاسی درون مرزی امری ضروری میباشد.

فرهیختگان و صاحبنظران خارج می توانند با پیوند و هماهنگی با فعالین داخل کشور مدیریت دوران گذار پس از سقوط نظام را بر عهده گیرند.

شخصیتهای سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی در داخل و خارج هستند که  می توان از وجود آنها برای دوران گذار و بازسازی کشور استفاده نمود.

جمهوری اسلامی به مثابه نظامی مستبد و توتالیتر اینک فاز نهایی و پایانی خود را از سر می گذراند.

اکنون دیگر شرایطی فراهم آمده که نظام در برابر هر حرکتی و خیزشی بر سر دو راهی سرکوب یا عقب نشینی قرار گرفته که هر کدام از این سناریوها بازی باخت، باخت برای نظام و رهبری آن می باشد.

جنبش ملت ایران بویژه جوانان فراز و فرود و اُفت و خیز خواهد داشت ولی هرگز خاموش شدنی نیست و کشتی طوفان زده به ساحل نجات خواهد رسید. گفتمان اصلاح طلبی می رود که پس از 20 سال به پایان رسد.

ـ پذیرش منشور حقوق بشر

ـ برابری کامل حقوق زن و مرد و برابری حقوق شهروندان

ـ جدایی دین و مذهب از نهاد حکومت، بی طرفی حکومت نسبت به اعتقادات دینی و اجتماعی شهروندان

ـ انتخابی بودن مقامهای اصلی نهادهای قدرت

ـ مخالفت با حمله نظامی آمریکا، اسراییل و عربستان و هر کشور بیگانه دیگری، دفاع از یکپارچگی و تمامیت ارضی کشور، تنظیم سیاست خارجی بر اساس منافع ملی می بایستی در الویت برنامه مدیریت گذار باشد.

شخصیتهای با نام و نسبتاً با نام در داخل و خارج از کشور هستند که با هماهنگی یکدیگر می توانند تشکیلاتی بوجود آورند که مدیریت دوران گذار را بر عهده گیرند.

 

با ایمان به ایجاد نظامی ملی و مردمی بر اساس حاکمیت ملی و تاریخ و فرهنگ ایران.

برجام و نقش کنونی اروپا

تنوع و تعدد رایزنی های میان اروپا و ایران در چند هفته اخیر نشان از تلاش تروئیکای اروپایی برای متقاعد کردن تهران به بخش هایی از درخواست آقای ترامپ دارد و این در حالی می باشد که موضع جمهوری اسلامی ایران در هیچ کدام از مسایل نحوه اجرای برجام، تفکیک گفت و گو ها و رایزنیهای منطقه ای از توافق هسته ای و غیر قابل مذاکره بودن توان دفاعی ایران که آزمایشهای موشکی را هم شامل می شود تغییر نکرده است .

ایران حتی برای ورود به سایر حوزه های مذاکراتی نیز پیش شرط گذاشته و آن هم اجرای صحیح برجام ار سوی همه طرفها و اثبات موفقیت آمیز آن برای ایران است.

مذاکرات فرا آتلانتیک بین اروپا و ایالات متحده آمریکا در جریان است که احتمال این وجود دارد که ریاست جمهوری آمریکا که زیر نفوذ دولت اسرائیل قرار دارد با هر پیشنهادی از سوی اروپا مخالفت نماید. اروپایی ها موافق سه اصلاح اساسی می باشند.

1ــ تعهد برای مذاکره مجدد در قبال محدودیت های آزمایش موشکی توسط ایران

2ــ دادن اطمینان مبنی بر اینکه بازرسان دسترسی نامحدود و بی قید و شرط به پایگاهای نظامی ایران را داشته باشند.

3ــ تمدید و گسترش دادن تاریخهای انقضای توافق برای ممانعت از سرگیری تولید سوخت هسته ای بسیار فراتر از محدویتهای کنونی برجام که برخی از آنها در سال 2030 منقضی می شوند.

از سوی دیگر اروپایی ها نگران واکنش چین و روسیه به علاوه ایران به این سه شرط هستند و به همین دلیل در حال طرح کردن مفهوم یک توافق اساسی و مهم هستند که به جای بر هم زدن توافق کنونی توافقی را ضمایم گسترش دهند. در ضمن ایران بارها به صراحت اعلام کرده که درهای تاسیسات نظامی این کشور بر روی بازرسان آژانس باز نخواهد شد.

آمریکا با تهدید به بازگرداندن تحریم های هسته ای ایران در حقیقت تلاش می کنند چین و روسیه و کشورهای اروپایی را نگران پابرجا بودن برجام نماید.

جمهوری اسلامی ایران از هم اکنون کاملاً به سمت شرق (چین و روسیه) سوق پیدا نموده و از کردار غرب خسته گردیده. رهبر انقلاب ایران در 19 فوریه در میان تعدادی از ایرانیان عنوان نمود که نظام شرق را بر غرب ترجیح می دهد.

دکترین سیاسی-نظامی روسیه و ایران در خاورمیانه

رابطه بین مسکو و تهران از لحاظ نظامی، دیپلماتیک و اقتصادی، به یک همکاری استراتژیک رو به رشد تبدیل شده است. پوتین به طور جدی برای ساختن یک روسیه ابرقدرت تلاش می کند. پس از آنکه ترامپ در سال 2017 رئیس جمهور شد، مسکو و تهران بطور گسترده روابط خود را افزایش دادند. افزایش تنش با آمریکا و تلاش گسترده برای نفوذ در خاورمیانه، پوتین در نوامبر گذشته برای مذاکره با رهبر ایران به تهران سفر کرد و پایه اتحاد استراتژیک ایران و روسیه بنا گذاشته شد. در طول سال گدشته همکاریهای نظامی و اطلاعاتی نیز میان مسکو و تهران تشدید گردیده و سردار قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس در همکاری های دو جانبه این کشور بویژه در سوریه نقش بسیار موثری داشته است. روسیه با در دست گرفتن ابتکار عمل نظامی، اطلاعاتی و دیپلماتیک در ماه های اخیر قصد داشت بعنوان یک قدرت هژمون منطقه ای، جنگ در سوریه را با مشارکت ایران و ترکیه وارد فاز نوینی نماید. طبق آخرین اطلاعات وضعیت جنگ در سوریه آنگونه که روسیه می خواهد پیش نمی رود. مقامات روسیه می کوشند با نزدیک کردن مواضع و منافع بعضاً متضاد ایران و ترکیه و همسوسازی آن با استراتژی کلان روسیه در سوریه در راستای حفظ تمامیت ارضی و یکپارچگی سوریه، حفظ بشار اسد و تغییر موارنه قوا علیه آمریکا و به نفع روسیه مقدمات ایجاد نظم و ثبات نسبی را در این کشور فراهم آورند.

روسیه تلاش می نماید:

  • از فشار نظامی باقی مانده از جنگ با داعش بکاهد.
  • از تشدید رقابت ژئوپولیتیکی – نظامی میان بازیگران درگیر، جلوگیری نماید.
  • تبدیل فضای نظامی به فضای سیاسی برای بحران زدائی در سوریه.

 

روسیه در این امر کاملاً موفق نبوده است.

در خاتمه یادآوری می نمایم که روسیه و امپراطور فارس با هم در تاریخ معاصر رقیب بوده اند. روسها در طول جنگهای قرن هفده و نوزده میلادی، ایران را مجبور کردند تا کشورهایی را که در حال حاضر گرجستان، ارمنستان و آدربایجان هستند و سایر املاک در قفقاز و آسای مرکزی را به روسیه ببخشند.

اما به نظر میرسد اکنون منافع مشترک ایران و روسیه و مبارزه آنان با آمریکا در منطقه بر اختلافات آنان غلبه می کند. تقابل جدی میان آمریکا، اسرائیل و عربستان سعودی بر علیه روسیه، ایران و ترکیه پس از سفر نتانیاهو به آمریکا وارد فاز نوین و خطرناکی گردیده است.

سپاهی کردن ایران و نتایج نامعلوم

ایران با سرعتی حیرت‌انگیز به سمت تنش، بحران و فروپاشی می‌رود. فساد بیسابقه حکومتی، افزایش شمار تهیدستان و حاشیه‌نشینان در کنار عمیق شدن فقر، اختلاف شدید طبقاتی، رشد بیکاری و وضعیت وخیم اشتغال، خالی شدن روستاها، بحران عظیم آب و محیط زیست و کشاورزی، گسترش بیسابقه آسیبهای اجتماعی، خشونت، قتل، تجاوز، دزدی، فساد، اعتیاد، روسپی‌گری، کودک‌آزاری، بازگشت بیسوادی مطلق، فرار روز‌افزون مغزها، سرمایه و نیروی کار، هرج و مرج فکری و فروپاشی بنیان‌های اخلاقی (بمراتب بدتر از غرب) شکلگیری گروهای مافیایی دولتی و غیردولتی همگی تصویری از چشم‌انداز نگران کننده‌ای است که کشور ما به سوی آن در حال حرکت است که نهایت آن جز رویاروئی نظامی و فروپاشی، چیزی نخواهد بود. بخشی از حاکمیت وابسته به روسیه که به رهبر جمهوری اسلامی و گروه‌های سپاه پاسداران نزدیک هستند، از گسترش بحران استقبال می کنند و به آن دامن می‌زنند.

آنها تصور می‌کنند بحران را به گردن دولت آقای روحانی بیاندازند تا جایی که در نهایت یک راه باقی نمی‌ماند و آن بدست گرفتن قدرت توسط سپاه است. این راه حل مربوط به شرایطی است که بیشتر بحران به اوج خود رسیده و کشور به مرزهای سقوط نزدیک شده و سپاه هم بویژه بخشی که طرفدار حکومت دینی است دست بازتری برای برخورد با بحران و حل آن در اختیار ندارد.

طرح سپاه برای رویارویی با بحران عبارتست از ایجاد فضای نظامی و تأمین مشارکت اجباری و فرمانبرانه مردم که خود موجب رویارویی و خطرهای دیگریست که نه تنها به بهبود اوضاع، کاهش بحران و خطر فروپاشی منجر نمی‌شود بلکه آن را تشدید می کند و مبارزات مسالمت آمیز و نافرمانی مدنی مردم را تبدیل به مبارزات انقلابی و درگیریهای مشابه دوران انقلاب 57 را تکرار می‌نماید که اینبار وحدت ملی و تمامیت ارضی ایران را به مخاطره می‌اندازد.

بالاخره، هدف از همه این تدابیر تأمین حاکمیت یک قشر فاسد و گروه نظامی چپاولگر بر کل جامعه و اقتصاد است که با هدف مردم و نیاز جامعه ما به مشارکت سیاسی، پیشرفت اقتصادی و عدالت اجتماعی در تضاد می‌باشد.

گروه وحدت ملی ایرانیان معتقد است که گرایشهای مختلف سیاسی از چپ تا راست، از جمهوری خواه تا طرفداران پادشاهی پارلمانی می‌بایستی در داخل و خارج از کشور دیالوگی با هم برقرار، سپس تشکیلاتی فراگیر بوجود آورند، و رهبری مبارزه، شیوه های نافرمانی مدنی را در داخل افزایش و همزمان با قدرتهای بزرگ فرا منطقه ای وارد مذاکره و با پشتیبانی معنوی آنها با تشکیل شورای وحدت ملی یا شورای آشتی ملی، ایران را از فروپاشی نجات دهند.

گروه وحدت ملّی بزودی در هامبورگ اجلاسی در رابطه با آینده ایران خواهد داشت که از تعداد محدودی از اندیشمندان، صاحبنظران و کارشناسان سیاسی ایرانی در اروپا دعوت خواهد شد در این اجلاس علمی و راهبردی با هر مرام و سلیقه و گرایش سیاسی شرکت و آینده ایران و چگونگی  آشتی ملی را بررسی نمایند.

اینک به سیاست خارجی می پردازیم. جنگ نیابتی بین دو بلوک استراتژیک ایران و روسیه در برابر آمریکا و اسراییل را بررسی می‌نماییم.

درگیریها در سوریه، آتش جنگ سرد میان آمریکا و روسیه را دوباره برافروخته.

دو ناسیونالیست که یکی با سوابق و تجربیات اطلاعاتی و دیگری تاجری موفق با هم در برخورد می‌باشند. در پی حمله شیمیایی به شهر دوما، غرب عکس‌العملی محدود نشان داد و 105 موشک به مراکز باصطلاح شیمیایی سوریه شلیک کرد که گویا 71 موشک با ضد هوایی سوریه و روسیه خنثی گردیدند. سوریه از نظر استراتژیک و ژئوپولتیک برای هر دو کشور روسیه و آمریکا اهمیت دارد.

این کشور برای روسیه حکم پلی به دریای مدیترانه را دارد و با پشتیبانی پوتین از اسد و پیوند استراتژیک وی با ایران با هدف توسعه ژئوپولتیک روسیه در منطقه می‌باشد، بویژه راه پیدا کردن به دریای مدیترانه و آبهای گرم خلیج همیشگی فارس. آمریکا حساسیتش در سوریه بخاطر آنست که ایران در چند سال گذشته با فرستادن نیروی قدس، حمایت از حزب‌الله لبنان و گسیل نیروهای نیابتی از عراق و افغانستان حضورش و قدرت منطقه‌ای خود را بشدت افزایش داده و باعث نگرانی شدید اسرائیل گردیده است.

در اینجا باید بگویم در زمان ریاست جمهوری آقای اوباما در آمریکا، این کشور حضور خود را در خاورمیانه کمرنگ نمود و در کنار ایران، روسیه توانسته روابط مطلوبی با ایران، افغانستان، عراق و حتی مصر ایجاد نماید.

اکنون آمریکا مصرانه می کوشد به خاورمیانه بازگردد اما با مثلث ایران، روسیه و ترکیه برخورد نموده است.

همانطور که Graham Allison از استراتژهای بزرگ آمریکایی و همچنین دکتر اسد همایون از استراتژهای ایرانی مقیم آمریکا نظر می‌دهند آمریکا از نظر قدرت جهانی که از بعد از جنگ جهانی دوم که تقریباً نظم جهانی را تعیین می‌نمود، از نظر سیاسی، دیپلماتیک، اقتصادی و حتی نظامی در افول می‌باشد و به نظر نمی‌رسد که بتواند قدرت ژئوپولیتیک روسیه را در خاورمیانه خنثی و مهار نماید و خود را مجدداً جایگزین نماید.

رفراندوم ملّی و نحوه برگزیدن نوع نظام

پس از خیزشهای عمومی در بیش از 80 شهر ایران در دیماه 1396 بسیاری از شخصیتهای علمی، سیاسی و فرهنگی نظریاتی در مورد برگزاری رفراندوم ملّی در ایران داده اند که مورد طرفداری و نقد ایرانیان قرار گرقته است. اینک مسئله رفراندوم ملّی را موشکافی می نمایم و تجربیات سیاسی چهل ساله خود را که از سن سیزده  سالگی تاکنون بدست آورده ام را در اختیار هم میهنان و فعالین سیاسی می گذارم. یکی از بزرگترین موانع پیش رو برای حرکتهای جمعی که بتواند در راه رسیدن به اهداف جنبش نافرمانی مدنی موثر واقع شود و امروز در جامعه ما می تواند معضلی تلقی شود، مسئله نوع نظام آینده و بستری است که بشود مجموعه تدابیر را در آن بکار بست و ایران را در جایگاه شایسته خود نشاند.

رفراندوم یکی از شیوه های تعیین نوع حکومت در آینده هر کشوری است. کسانی اعتقاد دارند این رفراندوم می تواند در زمان همین حکومت انجام پذیرد و بی تردید و بلافاصله به این پرسش باید پاسخ گویند که آیا در هیچ حکومتی که دیکتاتور با قدرت قوه قهرآمیز ایستاده امکان چنین عملی انجام پذیر است که دیکتاتوری زمینه لازم را برای گذر مسالت آمیز خودش فراهم کند.

بخش دوم کسانی هستند که همچنان به رفراندوم اعتقاد دارند و می گویند که بلافاصله پس از فروپاشی جمهوری اسلامی باید رفراندوم ملّی انجام شود.     در این زمینه هم به صورت روشن و مشخص، تجربه آن حداقل در کشور خود ما وجود دارد که نیرویی که رژیم را سرنگون می نماید از جو هیجان مردم نوع حکومت مورد نظر خود را به مردم قبولانده و بر سریر قدرت خواهند ایستاد.

گروه سوم و کسانیکه به دنبال رفراندوم ملّی هستند کسانی هستند که اعتقاد دارند که پس از فروپاشی این حکومت باید حداقل یک دوره یک ساله از حکومت پیشین گذشته باشد و با آزادی و آگاهی نوع نظام حکومتی آینده مملکت را تعیین نمود.

در این میان نظر و عقیده دیگری وجود دارد که شاید در رابطه با کشورهایی که سالها در حکومتهای تام گرا به سر برده اند مناسبتر به نظر می رسد و آن هم تعیین نوع حکومت در مجلس موسسان و از سوی نمایندگان واقعی و انتخاب شده از سوی مردم باشد که بتوانند با برسی و در نظر گرفتن زمینه های مختلف اجتماعی، فرهنگی و سیاسی برای نوع نظام حکومتی آینده به توافقی  دست یابند که مهمترین رکن انتخاب واقعی نمایندگان مردم در مجلس موسسان است.

در اینجا گروه وحدت ملّی ایرانیان اروپا بر این باور دارد که تغییر نظام و جابجایی آن از طریق براندازی و تغییر رژیم با حمله نیروی خارجی نیست. خصوصاً اینکه بخشی از فعالین سیاسی خارج و داخل کشور از براندازی جمهوری اسلامی به هر قیمتی و با هر روشی ولو با حمله نظامی بیگانه استقبال می کنند.

سازمان مجاهدین خلق و نیروهای تجزیه طلب از جمله گروهایی هستند که هدف برایشان وسیله را توجیه می کند و برای براندازی رژیم جمهوری اسلامی با حمله نظامی لحظه شماری می کنند و در این راه از هیچ خوش خدمتی هم دریغ نمی نمایند.

حمله نظامی نهایتاً یعنی توسعه نغمه های جداجوئی در ایران، تضعیف بیشتر اقتصادی مملکت و مهار کامل قدرت ژئوپلتیک ایران و نه فقط فروپاشی رژیم بلکه فروپاشی نیاخاک مقدس.

صادقانه و واقعبینانه مدافع حقوق ملت ایران می باشیم

نظریه گروه وحدت ملّی در مورد اظهارات

غیر واقعی نخست وزیر اسرائیل

 

نخست وزیر اسراییل می‌گوید اطلاعات تازه و شواهد قطعی در دست دارد که نشان می دهد ایران علیرغم ادعایش هم چنان برنامه ساخت سلاح هسته‌ای را حفظ کرده است.

نتانیاهو گفت ایران برنامه گسترده تحقیقاتی برای ساخت بمب اتمی در آینده را مخفیانه حفظ کرده است. او از وجود یک آرشیو مخفیانه اتمی در انباری در تهران خبر داد که دستگاه امنیتی اسراییل به وجود آن پی برده است.

نخست وزیر اسراییل می گوید که ما الان می توانیم ثابت کنیم که پروژه عماد یک برنامه فراگیر برای طراحی، ساخت و آزمایش سلاح های هسته ای بوده. نتانیاهو اضافه کرد، ایران در بالاترین سطوح برای پیشبرد برنامه هسته ای خود برنامه ریزی کرده است. وزیر امورخارجه آمریکا می گوید اسنادی که سازمان موساد اسراییل در مورد برنامه گسترده تحقیقاتی ایران برای ساخت بمب اتمی ارایه کرده موثق است.

بهرام قاسمی سخنگوی وزارت خارجه ایران اتهامات نخست وزیر اسراییل را نمایش مضحک تبلیغاتی خواند که جز دغل بازی کاری متاعی برای عرضه ندارد.

مدیرکل سیاسی وزارت خارجه ایران عباس عراقچی گفت این که  نتانیاهو 10 روز مانده به اعلام تصمیم ترامپ در باره برجام این برنامه را اجرا می‌کند، مشخص است یک تئاتر طراحی شده برای تاثیر گذاری و آماده کردن ریاست جمهری آمریکا برای خارج شدن از برجام می باشد. با توجه به آنچه آقای نتانیاهو و آقای ترامپ بدون هر گونه مطلب حقیقی به جهانیان اظهار  می‌دارند خود مبین است که در آینده نه چندان دور، رودررویی نظامی میان ایران، آمریکا، اسراییل، عربستان و شاید روسیه بسیار امکان پذیر می باشد. نتیجه آن تخریب زیر بنای ایران، فروپاشی ایران و شاید هم در میان مدت تجزیه ایران می باشد.

از هم اکنون کشورهای دشمن منطقه ای ایران به نیروهای جداجو و تجزیه طلب در بلوچستان، کردستان و حتی خوزستان سلاح برای جنگهای نامتقارن با دولت مرکزی توزیع می نمایند. با وجود آنکه گروه وحدت ملّی ایرانیان طرفدار نظامی سکولار و پارلمانی می باشد و نقض فاحش حقوق بشر در ایران را محکوم می‌نماید اما در برابر تجاوز نظامی هر کشوری علیه ایران ایستادگی می نماید و ایمان به یکپارچگی و تمامیت ارضی ایران دارد.

اظهارات غیر واقعی نخست وزیر اسراییل و تایید آن از طرف آقای ترامپ رییس جمهور آمریکا، سناریویی مانند سناریو بوش پسر قبل از حمله به عراق می‌باشد، که این حمله خسارات جبران ناپذیری برای عراق بوجود آورد، اختلافات قومی در عراق را دامن زد، ارتش ملی عراق منحل شد و باعث ظهور داعش در خاورمیانه گردید و از نظر سیاسی، ژیوپلیتیک، اقتصادی و نظامی خود آمریکا تضعیف شد که در شرایط کنونی می‌بینیم از نظر قدرت جهانی در افول کامل قرار گرفته است و دست به گریبان بحران سیاسی، اقتصادی و اجتماعی می باشد. در خاتمه باعث خوشحالی می‌باشد که اتحادیه اروپا اتهام های تازه اسراییل را دلیلی نمی‌بیند که بر پایه آن بتوان توافق اتمی با ایران را نقض کرد.

خانم فردریکا موگرینی مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا قاطعانه عنوان نموده که به هیچ وجه توافق اتمی را نمی‌شود نقض نمود. موگرینی افزود که آژانس بین المللی انرژی اتمی، تنها سازمان مستقل است که ماموریت دارد بر پایبندی ایران به تعهدات اتمی نظارت نماید.

افزایش تنش جهانی با ایران

افزایش تنش جهانی و منطقه‌ای با ایران و پافشاری جمهوری اسلامی بر عمق استراتژیک و توسعه‌طلبانه خود نگرانی به رشد آسیب‌پذیری کشور و گسترش تقابلهای محاسبه نشده دشمنان منطقه‌ای ایران با این کشور را افزایش داده است. با خارج شدن آمریکا و آقای ترامپ از برجام، وضعیت خاصی در حال رقم خوردن می‌باشد. تهاجمی شدن دولت ترامپ و حضور چهره‌هایی مانند بولتن، جولیانی و پومپئو همراه با افزایش اختلافات بر سر سیاستهای منطقه‌ای ایران بویژه در سوریه، برنامه موشکی بین ایران و اروپا، نگرانی به وضعیت کشور و رویاروئی نظامی در سطح محدود و یا گسترده را تشدید کرده است. برجام با توجه به روندی که طی کرده بود و جمهوری اسلامی به تعهدات فنی یا تکنیکی پایبند بود و ماجراجوئی هسته‌ایی ایران را متوقف ساخته بود، بی‌ثباتی منطقه‌ایی را بطور چشمگیری کاهش داده بود. از این رو به‌هم خوردن توافق جامع هسته‌ایی چشم‌انداز تیره‌تری را در مقایسه با بازگشت به دوران قبل از برجام برای امنیت منطقه ترسیم کرده و احتمال برخوردهای نظامی را افزایش داده است. این برخوردها میان دولت‌های ایران و آمریکا و یا تبدیل رویاروئی بلوکهای همسوی ایران و عربستان سعودی-اسرائیل، از جنگهای نیابتی به رودروئی مستقیم را افزایش می‌دهد. تحریمهای مجدد آمریکا بر ایران بر روی اقتصاد ایران ضربات سنگینی وارد می‌کند، اقتصاد ایران را مواجه تنگناهای بیشتری می‌نماید و بیکاری، رکود و فرار سرمایه تشدید کرده و ابربحرانها و ابرچالشهای چندگانه امنیتی، اقتصادی و زیست‌محیطی در ایران را تعمیق می‌بخشد. گروه وحدت ملّی ایرانیان، ایمان به گذار مسالمت‌آمیز از جمهوری اسلامی به نظامی سکولار‌دمکرات و پارلمانی دارد و گسترش منازعه‌های خارجی با غرب و بلوک همسو با عربستان سعودی در منطقه را برای ایران و ملّت غیور ایران خطرناک ارزیابی می‌نماید. موفقیتهای هژمونیک کوتاه‌مدت ایران نباید باعث خدشه وارد شدن به امنیت ملّی، یکپارچگی و متمامیت ارضی ایران در آینده گردد. گروه وحدت ملّی، استقرار دمکراسی سکولار از طریق مبارزات نافرمانی مدنی را راه‌ حل برای ایرانی آباد، آزاد، مقتدر و مستقل می‌داند.

بدینمنظور گروه نوپا و خودجوش وحدت ملّی ایرانیان در تاریخ 03.Juni.2018  گردهمائی خواهد داشت که شخصیت برجسته، ملّی و مبارز جناب مهندس حسن شریعتمداری بطور جامع و مشروح، آخرین تحولات ایران و منطقه را مورد بررسی و ارزیابی قرار می‌دهند. برای شخصیتهای شرکت کننده قبلاً دعوتنامه ارسال گردیده است.