اقتصاد امروزِ جمهوری اسلامی

اقتصاد امروزِ جمهوری اسلامی

به گفته ی محسن زنگنه عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس شورای اسلامی و یکی از اعضای کمیته ی اصلاح ساختار بودجه کشور ، بودجه امسال کشور تقریبا ۲۰۰۰ هزار میلیارد تومان بوده است و حدود دو سوم این مبلغ  در انحصار پنج یا شش شرکت و یک سوم از آن بودجه ی عمومی دولت بوده است. در این میان بزرگترین شرکت ، شرکت ملی نفت حدود ۹۰۰ هزار میلیارد بودجه در اختیار داشته است اما مبالغ درآمدی از این شرکت بازگو نمی شود. حتی  در صحن مجلس از وزیر نفت سوال کردیم که درآمد شرکت ملی نفت چقدر است؟ وزیر در پاسخ می گوید: این اطلاعات، اسناد طبقه‌بندی شده است و ما فقط به ۳ نفر در کشور گزارش می دهیم. این نماینده ادامه داد : اگر شما از یک نفر در کشور از رئیس جمهور گرفته تا بنده عضو کمیسیون برنامه و بودجه سوال کنید کسری امسال دولت چقدر است، هیچکس نمی تواند حتی با اختلاف ۵ درصدی ، کسری بودجه دولت را اعلام نماید.

این شکایت یکی از کارشناسان مطرح مجلس در مورد بودجه و وضعیت اقتصادی امروزِ جمهوری اسلامی بود که خود به عنوان یک منتقد نمی تواند راهکاری برای رفع مشکلات موجود پیشنهاد دهد.

اما راهکار رفع معضلات و سقوط اقتصاد ایران کاملا واضح و مشخص است. اگر نظام سیاسی کشورمان یک نظام سکولار دموکرات پارلمانی و از همه مهم تر ملی گرایانه و بر پایه ی عشق به میهن باشد، به راحتی با اتکا به متخصصان ایرانی خارج و داخل کشور، می توان کشور و شهروندان ایرانی را نجات بخشید و همچنین در برنامه های عملی کوتاه و بلند مدت، از وضعیت معیشتی مردم گرفته تا نوسازی ساختارهای سرمایه و بسترسازی صنایع مدرن و به روز دنیا می توان اقتصاد ایران را از منجلاب کنونی رهایی داد و ایران را در ردیف یکی از کشورهای پیشرفته جهان قرار داد. یکی از مهمترین دلایلی که جمهوری اسلامی با وجود تحریم های شدید و بی سابقه ی ایالات متحده به ادامه ی فعالیت می پردازد، تغییرات دائمی و کوتاه مدت سیاست‌های دولت بوده یعنی دولت هر گونه فشاری که در سایه تحریم‌ها به وجود آمده ، تبدیل به یک فرصت برای سوء استفاده اقتصادی کرده و با دروغ، ترفند و فریب جهانیان این تحریم ها را دور زده است و این امر نتیجه ای جز تباهی منابع انسانی و طبیعی کشورمان ندارد. تحریم ها قطع به یقین جمهوری اسلامی را از جنگ افروزی و گسترش نیروهای نیابتی اش در کشورهای خاورمیانه، فلج کرده است. اما این نظام غیر بشری برای حفظ و بقای خود دست به هر کاری خواهد زد، حتی فروختن یا اجاره دادن گوشه به گوشه ی کشور. حال اگر تصور کنیم با گذار از جمهوری اسلامی، تغییر نظام و برداشته شدن تحریم ها، نظام سیاسی حقوق مدار به بانک های معتبر جهان و یا معاهده های بین المللی اقتصادی مانند FATF ملحق شود، و مجدد شرکت های بزرگ اقتصادی – صنعتی دنیا از اروپا و آمریکا مانند Total ، Siemens ، Maersk بزرگترین شرکت حمل و نقل دریایی و یا Allianz بیمه ی کشتیرانی و … محیط سرمایه گذاری در کشور را داشته باشند، مسلم ورق اقتصادی ایران برخواهد گشت و دیگر امثال بشار اسد سوری و حسن نصرالله لبنانی از طریق سپاه پاسداران جنایتکار و تروریست نمی توانند حقوق ذاتی و شهروندی ایرانیان را مصرف و پایمال نمایند.

پاینده باد ایران و ایرانی                     مدیر سیاسی گروه وحدت ملی ایرانیان اروپا – دکتر فریبرز صارمی هامبورگ ۲۸ نوامبر ۲۰۲۰

تلفن : ۰۰۴۹۱۷۱۶۰۱۲۸۶۶  وبلاگ : https://wahdatemelli.info/

کَل اگر طبیب بودی ….. سَرِ خود دوا نمودی!

کَل اگر طبیب بودی ….. سَرِ خود دوا نمودی!

آقای رجب طیب اردوغان، رئیس جمهوری ترکیه روز پنج‌شنبه، ۲۰ آذرماه ۹۹، در جریان سفر خود به باکو پایتخت جمهوری آذربایجان ، در یک مراسم رژه نظامی در کنار الهام علی‌اف، همتای آذربایجانی خود ، بخشی از موسیقی فولکلور «آراز آراز» را خواند که شامل خطابه هایی به رود ارس می باشد، اما به وضوح عبور از خط قرمز مردم ملی گرا و میهن دوست ایران زمین یعنی حفظ تمامیت ارضی ایران زمین، بود.

از طرفی ، اینکه این موسیقی محلی چه معنی و مفهومی دارد، ملاک قضاوت نخواهد بود، اما وقتی از زبان رئیس جمهور کشوری بیرون می آید، نشانه ی خط مشی فکری اوست که بر زبان رانده می شود و دیگر به عنوان یک موسیقی محلی از آن یاد نخواهد شد. از طرف دیگر، کتیبه های تاریخی و نوشتار مورخان معروف تاریخ باستان ذکر حقایق و شواهدی هستند که اگر امروزه هر قوم یا ملتی در پی بازپسگیری سرزمین باستانی خود باشد، جهان تحت تاثیر جدایی طلبی، خشونت، جنگ و خونریزی عظیمی قرار خواهد گرفت. این موضوع زمانی جالب می شود که، به طور مثال، مردم سرزمین پارس در قرن ۲۱ میلادی مدعی در اختیار گرفتن سرزمین های امپراطوری خود باشند! یعنی درگیری با بیش از ۲۰ کشور در سه قاره ی آسیا، آفریقا و اروپا. با این استدلال به راحتی سخنان اخیر ریاست جمهوری ترکیه در خاک کشوری که تا همین چند دهه ی اخیر اراضی کشور ایران بوده است، زیر سوال خواهد رفت.

همچنین اظهارات نسنجیده و مداخله‌جویانه در مراسم جشن پیروزی جمهوری آذربایجان بر ارمنستان، باز هم صلاحیت مقام ریاست جمهوری را از شخص اردوغان زیر سوال برد. سوابق کلامی رئیس جمهور فعلی ترکیه به مانند آرزوی خواندن نماز پیروزی در مسجد اموی دمشق، حاکی از خوی طماع و توسعه‌طلبانه اوست.

متاسفانه وضعیت کنونی و منزوی گونه ی نظام جمهوری اسلامی در کشور ایران ، به کوتاه فکران، سلطه طلبان و ستیزه جویان این فرصت را می دهد تا دندان طمع به کشور عزیزمان ایران تیز کنند.

گروه وحدت ملی ایرانیان اروپا ضمن محکوم نمودن هرگونه دخالت در امور کشور ایران توسط شخصیت های سیاسی بیگانه، اعلام می دارد که حفظ تمامیت ارضی ایران از خطوط قرمز مردم فهیم، هوشیار و میهن دوست ایران می باشد و با انواع نقض حقوق شهروندان ایرانی مقابله خواهد نمود.

در همین راستا گروه وحدت ملی، از هم پیمانان، هموندان داخلی و خارجی خود و از تمام نیروهای دموکرات و ملی تقاضا دارد که بر علیه بیانات اخیر و غیر حرفه ای آقای اردوغان موضع گرفته و یک جبهه واحد در برابر هر نوع مداخله خارجی در امور ایران و هر نوع نغمه های جداجویی تشکیل بدهند و در آخر به آقای اردوغان پیشنهاد می دهد که به جای دخالت در امور داخلی همسایه گان و ایجاد تنش در منطقه، کمی از عاقبت قاسم سلیمانی فرمانده ی سابق سپاه قدس عبرت گرفته و به مسائل و مشکلات درونی کشور خود بپردازد و تمهیدی برای تحریم های احتمالی ایالت متحده در قبال سیاست های اشتباه خارجی خود بیاندیشد.                                                             پاینده باد ایران و ایرانی

مدیر سیاسی گروه وحدت ملی ایرانیان اروپا – دکتر فریبرز صارمی هامبورگ ۱۱ دسامبر ۲۰۲۰

تلفن : ۰۰۴۹۱۷۱۶۰۱۲۸۶۶  وبلاگ : https://wahdatemelli.info/

بحران قفقاز و جمهوری اسلامی تحت فشار

بحران قفقاز و جمهوری اسلامی تحت فشار

(دکتر فریبرز صارمی پژوهشگر روابط بین الملل)

تنش‌ها بین جمهوری آذربایجان و ارمنستان پس از چندین سال آتش بس نسبی دوباره شدیداً با درگیری های وسیع نظامی آغاز گردیده. میانجیگری خارجی موسوم به مینسک به رهبری روسیه، آمریکا و فرانسه و حل و فصل مسالمت آمیز اختلاف آزاردهنده قومی و سرزمینی تاریخی بر باد رفته است. شعله ور شدن آتش درگیری ها، ایران را که با هر دو کشور مرز زمینی دارد، در حالت آماده باش درآورده است. جمهوری اسلامی از ارمنستان حمایت می نماید و ترکیه و اسرائیل از آذربایجان. اسرائیل می رود که جمهوری اسلامی را از مرزهای جنوب و شمال ایران محاصره نماید و ترکیه به وسیله داعش خطری برای ایران و تمامیت ارضی ایران گردیده است. قابل توجه اینکه تهران پیشنهاد کرده است میان باکو و ایروان میانجی گری کند اگرچه ایران با ارمنستان و آذربایجان روابط همسایگی دارد. اما در گذشته از سوی آذربایجان به گرفتن طرف ارمنستان متهم شده است. دلیل این امر هم موضع جمهوری آذربایجان در قبال ناتو NATO و روابط نزدیک این کشور با اسرائیل و رقیب منطقه‌ای ایران، ترکیه میباشد. پیروزی احتمالی آذربایجان در درگیری کنونی می‌تواند به بزرگتر شدن مرز ایران به این کشور و نفوذ اسرائیل و ترکیه در این مناطق به ویژه در آذربایجان ایران باشد. در حال حاضر نگرانی اصلی ایران کشیده شدن درگیریها به خاک این کشور می‌باشد. سرازیر شدن موج جدید آوارگان و سایر عواقب ناخواسته جنگی است که ثبات منطقه را در هم می شکند. درگیری‌های جدید با عملیاتی شدن قریب‌الوقوع خطوط انتقال انرژی از جمهوری آذربایجان غنی از گاز به اروپا که این یک تبعه وسیع ژئواکونومیک و ژئوپولتیک دارد که عملی شدن آن به سود آمریکا می باشد و می تواند وابستگی های اروپا به روسیه را کم نماید و جایگزین پروژه خط لوله “نورد استریم دو” شود و علی رغم حساسیت های دولت پرزیدنت ترامپ به آلمان کشیده شده است. تنها مسیر ممکن برای صلح در قفقاز جنوبی حضور پای میز مذاکره در راستای چهار قطعنامه سازمان ملل متحد با موضوع ناگورنو قره باغ و پیشنهاد صلح گروه مینسک می باشد همه این موارد احیای حاکمیت جمهوری آذربایجان در مناطق مورد مناقشه ناگورنو قره‌باغ ضمن اقدام به حقوق ارامنه ساکن در این منطقه می‌باشد. ایران هم با سیاست‌های فشار حداکثری در مکانیزم ماشه آمریکا تحت فشار می باشد و هم می‌بایستی صبورانه از هرگونه درگیری با کشورهای منطقه به ویژه اسرائیل عقب‌نشینی نماید.

ما ایرانیان می بایستی هوشیار باشیم که از نغمه‌های جداجویی که احتمال دارد در آذربایجان ایران فعال شود مخالفت ورزیم زیرا که یکپارچگی و تمامیت ارضی ایران سرلوحه ایران دوستان و آزادیخواهان می‌باشد زنده باد ایران و مردم ایران زنده باد یکپارچگی و وحدت ملی ایران سرنگون باد رژیم جنایتکار جمهوری اسلامی

مدیر سیاسی گروه وحدت ملی ایرانیان اروپا – دکتر فریبرز صارمی هامبورگ ۱۴ اکتبر ۲۰۲۰

تلفن : ۰۰۴۹۱۷۱۶۰۱۲۸۶۶  وبلاگ : https://wahdatemelli.info/

ایران و اسرائیل و توازن قوای منطقه ای

ایران و اسرائیل و توازن قوای منطقه ای

(به قلم دکتر فریبرز صارمی پژوهشگر روابط بین‌الملل و عضو کمیته سیاست خارجی و امنیت حزب حاکم آلمان)

تحولات با تغییر رویکرد دفاعی و بازدارنده در اسرائیل و آمریکا شروع گردید که برخورد تهاجمی را در دستور کار قرار دهند. در این میان اسرائیل نقش برجسته تری دارد که داده های افزایش عملیات خرابکاری آن در تاسیسات هسته ای و راهبردی جمهوری اسلامی را نشان می دهد. به نظر می رسد ارتش اسرائیل حوزه فعالیت های مهار کننده خود در خصوص تدابیر جمهوری اسلامی ایران و استثمار در منطقه پیرامون گسترش و نفوذ و ارتقاء “عمق استراتژیک” را به داخل عراق و ایران گسترش داده و دیگر سوریه تنها حوزه منازعه نمی باشد. این رویکرد مجموعه‌ای از اقدامات چون خرابکاری، عملیات ویژه سایبری و بسیاری فعالیت‌های دیگر می باشد. واکنش جمهوری اسلامی علیرغم تبلیغات رسانه‌ای و ظاهری، کماکان رویکرد غیر تعجیلی و نپذیرفتن رسمی مداخله اسرائیل بوده است. آنها فعلاً در برابر عبور اسرائیل از خطوط قرمز ادعایی نمی‌نمایند. به نظر می‌رسد تصمیم‌گیران شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی فعلاً در حال بررسی اوضاع هستند که آیا زمان بازنگری راهبردی امنیتی فرارسیده است یا نه. اما از آنجا که اسرائیل مناظره رویکرد خود را آشکارا تغییر داده و آستانه تحملش در خصوص اقدامات جمهوری اسلامی و گروه های نیابتی جمهوری اسلامی کاهش یافته است، در صورت تداوم وضع موجود دگرگونی در موازنه قوا اجتناب ناپذیر است. به ویژه که اعراب معتدل هم با اسرائیل همسو گردیده اند. تحولات در عرصه سیاسی عراق بعد از نخست وزیری مصطفی کاظمی در عراق و افزایش اعتراضات در این کشور علیه ایران وقتی در بین نیروهای نظامی سوریه، به موازات نارضایتی‌ها در جامعه ایران و تشدید وخامت اقتصادی کشور نیز دگرگونی معادلات به نفع جبهه آمریکا – اسرائیل – عربستان – امارات را تقویت نموده است. به نظر می‌رسد رهبری جمهوری اسلامی و اطلاعات سپاه پاسداران منتظر انتخابات ریاست جمهوری آمریکا هستند که در هر حالت به سمت نرمش قهرمانانه حرکت کنند و عقب نشینی نمایند. اگر جمهوری اسلامی عقب نشینی کامل ننماید وارد فاز جنگی خواهیم شد و نه تنها ایران بلکه بخش‌های از کشورهای حاشیه خلیج فارس زیان‌های جبران‌ناپذیری خواهند دید و ایران تبدیل به دوران عراق بعد از صدام و لیبی بعد از قذافی خواهد شد.

زنده باد ایران و مردم ایران – زنده باد صلح در خاورمیانه و در ایران

 

مدیر سیاسی گروه وحدت ملی ایرانیان اروپا – دکتر فریبرز صارمی هامبورگ ۱۲ سپتامبر ۲۰۲۰

تلفن : ۰۰۴۹۱۷۱۶۰۱۲۸۶۶  وبلاگ : https://wahdatemelli.info/

ماهیّت و اهمیّت وجود ارتش در ایران

ارتشِ مدرنِ ایرانِ معاصر توسط رضاشاه پهلوی بنیانگذاری شد و مدارس نظام و دانشکده افسری را تشکیل داد. چرا که نیروهای مسلح ایران ، به صورت یک سازمانِ مستقل ، آموزش دیده و منسجم نبود و به جز ترس از پادشاهان قاجار انگیزه ی کافی برای انجام وظیفه و خدمتِ ملی گرایانه در بین نیروهای مسلحِ آن زمان وجود نداشت. در زمان محمد رضاشاه پهلوی، با فراگیری علم روز دنیا توسط نیروهای زبده ی آموزش دیده در کشورهای مطرح نظامی همچون فرانسه و ایالات متحده آمریکا و همچنین خرید به روزترین تسلیحات و تجهیزات در سه نیروی زمینی ، هوایی و دریایی ، ارتش ایران به قدرت بلامنازع و بی بدیل منطقه ی خاورمیانه تبدیل شد. قدرتمندی این ارتش به حدی بود که کشورهای همسایه ی ایران به هراس افتاده و در عمل ، روابط دوستانه ای با پادشاهِ وقت برقرار کرده بودند. بدین ترتیب ارتش ایران نه تنها حافظ تمامیت ارضی و دفاع از مردم در برابر تهاجم نظامی بیگانگان بود بلکه در صورت فراخوان کشوری ، به کمک آن می رفت. نمونه بارز آن گسیل ارتش به‌ درخواست سلطان قابوس برای مقابله و سرکوب شورش ظُفار در کشور عُمان بود.

اما قدرتمندی ارتشِ ایران فقط به تسلیحات ، علوم و فنون نظامی نبود، بلکه عِرقِ ملّی و اصلِ فلسفه دفاع از مامِ میهن در بین تک تک درجه داران نیروهای مسلح ، به صورتی ایجاد شده بود که عموم مردمِ کشور، ارتش را لایق و پشتیبانِ خود می دانستند. این مطلب در بین ارتشی ها حین جنگ ایران و عراق عمیقاً احساس شد. مطابق آمار ارائه شده توسط پژوهشگاه علوم و معارف دفاع مقدس ، شهدای ارتش در جنگ هشت ساله به مراتب از دیگر اُرگانهای آموزش ندیده کمتر بود. اما بودند کسانی که از این آمارها در جهت تخریب نهاد میهن پرستِ ارتش و بالا بردن توجه مردم به سپاه و بسیج سوء استفاده کردند.

چون بر خلاف سپاه پاسداران و بسیج ، ماهیت ارتش دفاع از جان و مال مردم است ، پس در این هیاهوی فساد جمهوری اسلامی و سیاست های نادرست این نظام شریک نخواهد بود و دستش را به خون هم میهنان و غیر نظامیان آلوده نخواهد کرد.

 

دکتر فریبرز صارمی – گروه وحدت ملی ایرانیان اروپا – هامبورگ ۳۱ جولای ۲۰۲۰

تلفن : ۰۰۴۹۱۷۱۶۰۱۲۸۶۶  وبلاگ : https://wahdatemelli.info/

ارتش یا سپاه ، از دیدگاه مردم کدامیک اهمیت دارد ؟

ارتش ایران از دیرباز در دنیای کهن، نماد قدرت، شجاعت و ایثار در جهان بوده است و بیشتر در جهت دفاع از مرز و بوم کشور تلاش نموده است. ارتش یک نهادِ ملی است و یک اُرگانِ نظامی که از جنس مردم و شهروندان است و بدین سبب در خدمت و متعلق به مردم ایران می باشد. هرگونه نهاد نظامی دیگری که در یک کشور تشکیل می شود می بایست در نظارت ارتش آن کشور قرار بگیرد. ماهیت ارتش به گونه ای است که نمی تواند در امور سیاسی و اقتصادی کشور دخالت و نفوذ داشته باشد. ارتش ایران می بایست مستقل از اشخاص یا احزاب سیاسی و غیرقابل نفوذ و غیرقابل بهره برداری باشد. اما متاسفانه با تشکیل نهادِ مسلح و غیرقانونی سپاه پاسداران از ابتدای به وجود آمدن جمهوری اسلامی،  این ماهیت ارتش به کلی نادیده گرفته شده است. چنانچه مطابق سایت مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی، ‌بخش چهارم ‌ماده ۷ بند “ح” ماموریت و وظایف ارتش، همکاری با سپاه است و در این بند عبارت “طبق دستور” درج شده که استقلال و ماهیت ارتش ایران را زیر سوال برده است. حال این سوال پیش می آید که هدف جمهوری اسلامی برای تضعیف این نهادِ مردمی و ملی گرا چیست؟ بدیهی و مسلم است که اقتدار درجه داران آموزش دیده در دوره پادشاهی پهلوی به حدی بود که راهی به جز کشتار و اعدام برای مذهبیون افراطی جمهوری اسلامی، باقی نگذاشت. چمران را خود به نابودی کشاندند. حتی به نام منافقان، امثال صیاد شیرازی را ترور می کنند. به اسم نقص فنی هواپیما، فکوری، جهان آرا، ستاری، کاظمی و … را سربه نیست می کنند. اخیرا هم خیانت و لو دادن موقعیت قاسم سلیمانی که بعد از تحریم های سنگین پرزیدنت ترامپ عملا کم فروغ شده بود ، به راحتی جزو اولین تحلیل های سیاسی قرار می گیرد و سر زبانها می افتد. اینان که از نظامیان و درجه دارانِ پرنفوذ هراس دارند، سپاه را برای دفاع از منافع خود و موقعیت سیاسی خود و همچنین مانعی برای کودتای احتمالی ارتش وطن دوستِ ایران، راه اندازی کردند. جالب اینجاست که هر کدام از دیگری هراس و ترس دارند تا بلاهایی که در اول انقلاب بر سر لاهوتی پدرِ دامادِ خمینی، آمد بر سر دیگر فرماندهان نیاید. بنابراین امثال صفوی، رضایی، لاریجانی، قالیباف و جعفری تابع زور و قدرت استبداد ولایت فقیه می شوند. قطع به یقین مردم بیدار و آگاه امروز سرزمینمان ایران، بدون درنگ از بین ارتش وسپاه، نیرویی را انتخاب خواهند کرد که رسالتش پشتیبانی از مامِ میهن و شهروندان ایرانی است نه نهادی تروریستی که به نوع خود هم رحم نمی کند.

مدیر سیاسی گروه وحدت ملی دکتر فریبرز صارمی هامبورگ ۱۶ آگوست ۲۰۲۰

تلفن : ۰۰۴۹۱۷۱۶۰۱۲۸۶۶  وبلاگ : https://wahdatemelli.info/

نظم نوین جهان و جایگاه ایران

به نظر می رسد که تا قبل از ظهور دونالد ترامپ، آمریکا با پذیرش مسئولیت حفظ صلح و امنیت بین المللی، با تخصیص بودجه های کلان و اعزام نیروهای نظامی بیشمار به نقاط مختلف جهان ،هزینه سنگینی را بر ملت آمریکا تحمیل نموده بود، اما دولت ترامپ با رویکردی نوین، با خروج از برخی پیمان های بین المللی و عدم حمایت از متحدین اروپایی و مقابله با روسیه و چین و کسب سود آنی و پیگیری پروژه های زودبازده در فروش تسلیحات به عربستان و دیگر تنازعات بین المللی، به سمت تقویت هژمونی و بازسازی اقتدار پیشین جهانی برآمده است.

در نظم پیشین، چین، اروپا، روسیه با تحمیل ژاندارمی جهان به آمریکا، فرصت بازسازی زیرساخت صنعتی و اقتصادی خود را غنیمت شمردند و مثلا چین موفق شد با استفاده از گستره صلح منطقه ای و عدم اختصاص بودجه و منابع مالی کلان در جهت استقرار صلح در آسیای شرقی و جنوب شرقی، از یک کشور توسعه نیافته به قدرت اول جهان در تجمیع ذخایر ارزی دست یابد و به سمت سکوی نخست اقتدار اقتصادی جهان شتاب گرفت.

اما دونالد ترامپ چهره تازه ای از منافع ملی و امنیت جهانی آمریکا ارائه داده است. برای دونالد ترامپ تضمین منافع آمریکا و بازسازی هژیمونی این کشور مقدم و مهمتر از همگرایی سنتی با همپیمانان قدیمی در جهان است. به همین دلیل ایران همان قدر برایش اهمیت دارد که عربستان یا اسرائیل.

برای نظم ترامپی، تصاحب و چپاول ذخایر ارزی کشورهای نفتی خلیج فارس مقدم بر گسترش ارزش های دمکراتیک و حمایت از دمکراسی در جهان عرب بوده است[1].

به عبارت دیگر نظم ترامپی به معنای تجاری کردن سیاست جهانی و استفاده بهینه از دیپلماسی نظامی است و همین نگرش تجویز می کند که بی توجه به فجایع حقوق بشری در عربستان سعودی، علاوه بر معاملات نجومی تسلیحاتی با این کشور، بی محابا در همراهی با نظام سیاسی عربستان برای سرکوب مردم یمن و ایجاد فاجعه بشری و انسانی در این کشور ،مشارکت شود[2].

جایگاه ایران در نظم ترامپی:

ایران در این نگرش ترامپی به نظم جهانی چه جایگاهی دارد و چگونه می تواند نقش خود را در تقویت صلح و ثبات منطقه آسیای جنوب غربی و خاورمیانه ایفا نماید؟

ایران صرفنظر از نظام سیاسی حاکم در آن، از ویژگی های ژئواستراتژیکی برخوردار است که از چند هزار سال پیش تاکنون، به فراخور زمان، به مسئولیت های خود در حفظ صلح و امنیت بین المللی عمل کرده است.

رویکرد ایران به نظم نوین جهانی، برآمده از تاریخ کهن و موقعیت طبیعی و ژئوپلیتیکی ایران در آسیای جنوب غربی است.

حضور ایران را تنها نباید در حوزه امنیتی یا نظامی در غرب آسیا تعریف نمود. چرا که فرهنگ و تمدن ایران پهنه ای گسترده از چین تا مدیترانه را در برگرفته است و حکومت های کوچک و بزرگ حاکم در ایران در طول چند هزار سال، به فراخور استحکام دولت مرکزی و اقتدار ملی، به حضور خود در جهت استقرار صلح و امنیت بین المللی جنبه عینی بخشیده است. احترام به حافظ در تاجیکستان و ارادات به مولانا در ترکیه ارتباطی به نظام جمهوری اسلامی ندارد بلکه رسمیت بخشیدن به حکومت دینی با محوریت تشیع در حکومت مرکزی امروز ایران، بین کهن دیار تمدن ایرانی از مرز چین تا مدیترانه فاصله و گسستی عمیق ایجاد کرده است.

ایران نیروهای فرامنطقه ای را عامل تنش و بی ثباتی و جنگ و خونریزی در منطقه آسیای جنوب غربی و غرب آسیا تلقی می کند. این  تلقی صرف امروزی نیست بلکه پاکسازی ظفار در عمان از مارکسیست ها در حکومت قبلی ایران گویای صدق همین مدعاست. تقویت بنیان های نظامی و استواری هفتاد ساله ایران در مرکز پیمان سنتو در برابر اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی تبلور اثبات همین ادعاست که سیاست خارجی ایران فارغ از نوع نظام حاکم بر آن با تنش زدایی معنا می شود. گویاترین مفهوم این معنای سیاسی در روابط خارجی ترجمان مکاتبات نادرشاه با امپراتور عثمانی است که بر وحدت بین ملت های مسلمان و عدم انجام اقدامات تحریک آمیز در ایجاد تنش و آشوب در منطقه هست. همچنین است رفتار شفاف نادرشاه با ارتش متجاوز روسیه تزاری که در همیشه ی تاریخ منتظر ضعف کشورهای همسایه بود تا قسمتی از خاک آنها را به جغرافیای امپراتوری ضمیمه نماید. پس از هرج و مرج ناشی از فساد تشیع صفوی که سراسر امپراتوری ایران از شرق افغانستان تا مرز عثمانی را فراگرفته بود ،روس ها گیلان و مازندران را نیز در اشغال خود داشتند. ظهور نادرشاه به منزله فسخ همه معاهدات استعماری روس ها و ختم قائله افغانها و هراس عثمانی ها بود. نادرشاه تنها با اولتیماتومی به روسیه موفق شد بدون جنگ به روس های متجاوز تفهیم نماید که بدون جنگ فورا تمام نیروهای خود را از ایران )شهرهای رشت، گنجه و شهرهایی که طی قرارداد با عثمانی ها متصرف شده بود(، بی درنگ تخلیه نماید].3[

بنابراین، نگرش راهبردی استقرار صلح و ثبات در منطقه غرب آسیا، تنها اختصاص به نظام جمهوری اسلامی ندارد و مختص امروز نیست که ایران جان فرزندانش را در تثبیت صلح و ثبات در کشور سوریه ارزانی می دارد، بلکه در همه مقاطع تاریخ دیرپای ایران و حتی در دو هزار سال پیش هم در تقابل ایران و روم در همین منطقه با شدت هر چه بیشتر تکرار و تداوم داشته است].4[

ایران همچنان معتقد است که قدرت های بزرگ با خروج از خلیج فارس، باید مسئولیت حفظ صلح و امنیت منطقه ای را به کشورهای منطقه محول کنند، بلکه در تاریخ گذشته نیز ایرانیان خواهان منطقه ای عاری از تنش و درگیری و منازعات بین المللی در غرب و جنوب غربی آسیا بوده اند.

به همین دلیل تاریخی و ضرورت های امروز منطقه آسیای غرب و جنوب غربی است که کشورهای منطقه در یک همگرایی با استقرار امنیت و حفظ صلح منطقه ای، با مسئولیت جمعی می توانند این منطقه ی سرشار از منابع انرژی، ذخایر ارزی، موقعیت استثنایی با ساختار نیروی متخصص ایرانی را به قطب عظیم اقتصادی جهان تبدیل نمایند.

اشتراک منافع درازمدت بین ایران و آمریکا به عنوان شاخصی استراتژیک حتی با وجود اختلافات چهل ساله بین )نظام جمهوری اسلامی( ایران و آمریکا نیز قابل مشاهده است. چرا که نیروهای ایران پیش از ورود و پیاده شدن سربازان آمریکا در افغانستان برای سرکوب طالبان یا در عراق برای سرنگونی صدام حسین، در کابل یا بغداد حضور موثر داشتند.

مفاد نوشتار بالا نشان می دهد که دو کشور ایران و ایالات متحده، از ظهور اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی تاکنون، منافع مشترک نانوشته ای در منطقه ای وسیع از مرز چین تا ساحل مدیترانه داشته اند و اختلافات پیدا و پنهان دو قدرت جهانی و منطقه ای خللی در ساختار این وحدت منافع در امنیت منطقه ای وارد نکرده است.

نظم نوین جهانی با ظهور سیاست خارجی دولت ترامپ، نیاز به تقویت جایگاه شاخص ایران در استقرار صلح و ثبات از مرز چین، بین النهرین تا ساحل مدیترانه و بویژه در خلیج فارس، تنگه هرمز داشته است.

با نگاهی واقعیبنانه مشاهده می شود عربستان سعودی با عمری 86 ساله با تکیه به درآمدهای نفتی و با تقویت افراطگرایی مذهبی، صلح جهانی را مورد تهدید قرار می دهد و حتی 11 نفر از 19 مهاجم انتحاری به دوقلوهای تجارت جهانی تبعه عربستان سعودی بوده اند، در حالی که اقدامات کور انتحاری هرگز از ایرانیان در هیچ کجا مشاهده نشده است. اما ایران )که تاریخ تاسیس ندارد( در چند هزار سال گذشته، پاسدار صلح جهانی بوده و در تاریخ معاصر هم دوشادوش آمریکا در افغانستان، در عراق و در سوریه به جنگ با افراطگرایی مذهبی و قومی شتافته است و به مسئولیت های منطقه ای و بین المللی خود عمل نموده و در تامین امنیت جهانی از ساحل مدیترانه تا کشور چین مشارکت موثر داشته است.

 

[1]توسعه دمکراسی در نظم جهانی آمریکایی یپش از ظهور ترامپ ،یک ارزش قابل تامل بود که سربازان آمریکایی برای تحکیم دمکراسی در جهان قربانی می شدند. مبارزه با طالبان و افراطگرایان و دولت های ضد دمکراسی در دستور کار نظم جهانی آمریکایی بود. جرج بوش به صراحت گفت که از جانب خدا مامور است که دمکراسی را در جهان گسترش دهد.

 

[2]تیره تر شدن روابط کانادا با عربستان و حمایت آلمان از کانادا: وزارت خارجه کانادا روز جمعه ۳ اوت 2018، در حساب توییتر خود نوشت: «کانادا بیاندازه نگران بازداشتهای تازه فعالان مدنی و فعالان حقوق زنان در عربستان سعودی، ازجمله سامر بدوی است. ما از مقامات عربستان سعودی بهجد میخواهیم تا هرچه سریعتر این فعالان و دیگر فعالان حقوقبشر که به شیوههای مسالمتآمیز فعالیت میکنند را آزاد کند».

روز یکشنبه ۵ اوت 2018، وزارت خارجه عربستان در یک رشته توییت، درخواست کانادا را رد کرد و به سفیر این کشور ،2۴ ساعت فرصت داد تا از خاک عربستان خارج شود.

در یکی از توییتهای این وزارتخانه آمده بود: «عربستان در طول تاریخ خود، اجازه نداده و نمیدهد تا هرگونه دخالتی در امور داخلی پادشاهی صورت گیرد. وزارتخارجه عربستان این اظهار نظر کاناداییها را در حکم حمله به کشور درنظر میگیرد و دستور میدهد تا با هرگونه تلاش برای نادیدهگرفتن حاکمیت عربستان سعودی، مقابله شود».

 

[3]          تاریخ روابط ایران و روس سید محمدعلی جمال زاده چاپ برلین

 

[4]          در کتاب “ایران و روم؛ دو قدرت جهانی در کشاکش و همزیستی” )نشر فرزان روز( به این مهم اشاره شده که اردشیر، بنیانگذار سلسله ساسانی، در نامهای به سنای روم خواهان تخلیه پادگانهای رومی در منطقه بینالنهرین میشود و با اشاره به تسلط نیاکان ایرانی بر این محدوده از روم میخواهد تا دریای مدیترانه منطقه حائل بین دو قدرت محسوب شود.

 

[5]        استراتژی استقرار صلح و ثبات در منطقه وسیع آسیای غرب و جنوب غربی توسط ایرانیان نشان می دهد که ایرانیان هرگز به هیچ کشوری چشم طمع نداشته و هیچ وقت به خاک همسایگان و دیگران تجاوز نکرده اند بلکه در تعقیب صلح و حمایت از ثبات منطقه ای از جان فرزندان خود در کشورهای همسایه نیز مایه گذاشته اند.

ایران، ملت ایران و تحریمهای آمریکا

دوستان، همرزمان و سروران گرامی

گروه وحدت ملی ایرانیان اروپا – مرکزیت هامبورگ در دی ماه 1396 پایه گذاری گردید و طرفدار نظامی سکولار دموکرات و پارلمانی می باشد و وحدت ملی، یکپارچگی و تمامیت ایران سرلوحه اعتقادات این گروه خودجوش می باشد. جکومت جمهوری اسلامی در این مدت چهل سال به گونه ای بوده که اکنون به جبر تاریخ در معرض از هم گسیختگی و از هم پاشیدگی قرار گرفته. حکومت با سوء رفتارها، ضعف مدیریت ها، سیاستهای نادرست داخلی و خارجی بدور از در نظر گرفتن منافع ملی و فساد گسترده می رود تا با اعمال ناصحیح خود، بر حیات خویش نقطه پایان بکذارد. از همان روزهای نخست با اعدامهای بدون محاکمه عادلانه و سرکوب هرآنکس که جدا از حاکمیت می اندیشید نشان داد که رفتارش چقدر با آزادی و عدالت فاصله دارد. اقدام خلاف عرف و اخلاق بین المللی اشغال سفارت آمریکا موجب مسدود شدن میلیارزها دلار از اموال کشورمان و زمینه ساز حمله عراق به ایران و آن جنگ ویرانگر بود. عدم رعایت آزادی های سیاسی، ترورهای پاکترین فرزندان ایرانزمین در خارج از کشور، اعدامهای چند هزارنفره سال 67 و کشتار بیرحمانه در رستاخیز دیماه 1396 از دیگر جنایات حکومت ولایت فقیه می باشد.

در دیماه سال گذشته رستاخیز ملی در یکصد شهر ایران به بی ثباتی حکومت از یکسو و شتاب سرمایه داران حکومتی برای خروج ارز از کشور انجامید که رقم آن بیش از سی میلیارد دلار اعلام شد. دولت آمریکا به این نتیجه رسید که نظام حکومتی ایران در حال فروپاشی می باشد و آمریکا تصور می نماید می تواند روی این فضا سوار گردد و آنرا در سمت منافع خود جهت دهد. اما خیزش در ایران برای آمریکا علاوه بر فرصت یک زنگ خطر هم می باشد. زنگ خطر از این جهت که معلوم شد که مردم ایران می توانند بدون نیاز به دخالت خارجی سرنوشت خود را روشن کنند و به وضع کنونی پایان دهند. بنابراین اعلام فوری خروج از برجام، تحریم ایران، فشار به اروپا بویژه آلمان و خریداران نفت ایران برای جلوگیری از فروش نفت، همگی بخشی از کوششهای آمریکا برای جلوگیری از مداخله و اثرگذاری مستقیم مردم و متقابلاً جهت دهی به حوادث آینده ایران می باشد. حمایت هائی که رهبران آمریکا از بخشی از اپوزیسیون می کنند همه در جهت همین تلاش برای کنار زدن مردم ایران از روند اثرگذاری برسرنوشت خود در داخل کشور می باشد. آمریکا به دنبال ساختن آلترناتیو در خارج و مستقل از مردم داخل کشور است. آمریکا در افزایش فشارها به ایران برروی جند عامل حساب می کند.

  • شکاف عمیق و بی اعتمادی کامل مردم به حکومت و حکومت فاسد به مردم
  • شکاف در خود حکومت و ناتوانی آن از ایجاد یک همسوئی درونی
  • اقتصاد فاسد و تجارن زده ایران که برای رفع نیازهای مردم، ناتوان از تولید ملی، تا مغز استخوان وابسته به صادرات و واردات، یعنی مبادلات جهانی شده است.

تحریم آمریکا می تواند خفقان داخلی را تشدید کند، بستن بیشتر فضای مجازی و محدود کردن ارتباطهای مردم، جلوگیری از پایان حصر و بالاخره تداوم غارت ثروت ملی تحت عنوان دور زدن تحریمها را افزایش دهد.

تحریمهای کمرشکن آمریکا در دیگر کشورها به تنهایی باعث تغییر رژیم نشده است. در اینجا کوبا و همچنین عراق قابل ذکر هستند. تحریم آمریکا و اینگونه فشارهای شدید اقتصادی بی شک برای جمهوری اسلامی مشکلات جدی فراوانی ایجاد می کند، اما مگر ایران بعد از انقلاب لحظه ای بدون تحریم گذرانده است. درد چنین فشارهای کمرشکنی بسیار بیش از رژیم حاکم و قبل از آن به جشم مردم ایران بویژه اقشار متوسط و اقشار کم درآمد خواهد رفت. به عبارت دیگر بزرگترین متضرر تحریمهای کمرشکن، شهروندان و ملت ایران می باشند. سیاستهای دولت ترامپ بیشترین آسیب را به زندگی روزمره ملت ایران وارد گردانده. نتیجه عملی اینگونه اقدامات بر فرضِ به نتیجه رسیدن، علاوه بر فروپاشی رژیم، فروپاشی روزمره مردم و فروپاشی اجتماعی از طریق دامن زدن به خیزشهای کور خیابانی و فروپاشی وحدت ملی و تمامیت ارضی ایران می باشد.

دموکراسی از طریق مداخله نظامی یا تحریم کمرشکن اقتصادی و کمک به نیروهای تجزیه طلب ایرانی حاصل نمی شود. دموکراسی امری است درون‌زا که با تقویت زیرساختهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی آن حاصل می شود. ملت فیور ایران خود در حال تغییر اساسی در کشورشان هستند. تغییر جمهوری اسلامی به نظام مطلوب مردم تنها به دسا ایرانی و با سرمایه ایرانی صورت ظذیر است و نه سرمایه عربستان سعودی، کشوری با تاریخ 90 ساله که می خواهد بر کشوری سه هزارساله حکومت نماید. آمریکا خصوصاً دولت ترامپ هرگز نمی تواند مدعی حمایت از دموکراسی، حقوق بشر و آزادی در خاورمیانه شود چرا که پائین ترین کشورهای جهان در فعر رده بندی دموکراسی و حقوق بشر از قبیل عربستان، هم‌پیمانان اصلی آمریکا در خاورمیانه هستند. اگر مداخله خارجی بد است و ایران بدلیل ایدئولوژی و ژئوپولیتیک در کشورهای منطقه دخالت می کند، نمی توان با همان شیوه نادرست در ایران مداخله کرد تا جلو مداخله ایران را گرفت و عربستان سعودی و اسرائیل را خوشحال و راضی نمود. راه گذار به حاکمیت قانون، دموکراسی، حقوق بشر و آزادی، گذار مسالمت آمیز از جمهوری اسلامی به دست و سرمایه ایرانی است. امروز ایران به آلترناتیو ملی و بدون وابستگی خارجی نیازمند است. شورای هماهنگی و مدیریت گذار برای عبور از جمهوری اسلامی، ایجاد نظم و بالاخره پیش بسوی رفراندوم ملی برای انتخاب نوع نظام حکومتی آینده ایران نیاز است. هدف اصلی آمریکا آن است که چه از طریق مذاکرات با جمهوری اسلامی و جه از طریق تغییر رژیم، ایران را در چهارچوب محوری خود قرار دهد زیرا با کنترل ایران و نفوذ ژئوپولیتیک بر آن، قدرت تضعیف شده هژمونیک خود را باز می یابد اما اگر در این سیاست و استراتژی و طرح شکست بخورد، هژمونی جهانی خود را به سه بلوک بین المللی دیگر یعنی چین، روسیه و اتحادیه اروپا می بازد و افولش که هم‌اکنون آغاز شده در جهان سریعتر می گردد و چین ، روسیه و اتحادیه اروپا به هم نزدیک تر کی گردند.

زنده‌باد ایران و مردم ایران

زنده‌باد یکپارچگی و وحدت ملّی ایران

دکتر فریبرز صارمی – مدیر سیاسی

نظم بین الملل تبدیل به یک دهکده بی سرپرست گردیده

ظهور قدرتهای تجدیدطلبانه در جهان و ضعف ساختارهای داخلی و ایدئولوژیکی آمریکا منجر به شکست و افول دکترین نظم نوین جهانی به رهبری آمریکا در نظام بین المللی شده است. امروز آمریکا به عنوان یک قدرت هژمون در حال افول می باشد و دیگر توانائی حفظ عنوان ابرقدرتی را درمیان قدرتهای نوین بویژه چین ندارد. امروز سیاستمداران، صاحب نظران و نویسندگان آمریکایی از افول آمریکا صحبت می نمایند. زوال هژمونی آمریکا در جهان از سال 2008 بدین سو بر همگان پیداست. دهه 1990فرصتی طلایی برای نفوذ آمریکا در جهان برای دستیابی به هدف مقدس آمریکا در تحکیم هژمونی خود بر نظام بین المللی تلقی می شود. پایان جنگ سرد و همکاری گسترده کشورها در ائتلاف بین المللی به سرکردگی آمریکا علیه عراق، بار دیگر ارزشهای ایده آلیستی گذشته آمریکا و مفهوم نظم نوین جهانی را در دولت جرج بوش مطرح ساخت. آمریکائی ها برای تداوم هژمونی جهانی به دنبال توسعه ارزشها و منافع ملی آمریکا با استفاده از تمامی گزینه های ممکن از جمله مداخله گرائی، توسعه همکاری با متحدین خود، برای حفظ و اجرای نظم نوین جهانی و کاهش اقدام یکجانبه از طریق طرفدارهای استراتژیک بوده است. اما به نظر می رسد ظهور قدرتهای جهانی مانند چین و روسیه در سالهای اخیر عرصه فعالیت آمریکا را در جهان چنان تنگ کرده که ترامپ رئیس جمهور آمریکا برای نجات آمریکا از افول، متحدین اروپائی خود را مانند آلمان و انگلستان زیر پا گذاشته و آمریکا کاملاً استراتژی خودمحوربینی را در جهان دنبال می کند. من نویسنده این مقاله معتقدم که جهان به نوعی در وضعیت تحول قدرت جهانی از قدرت متمرکز به نظام چند قطبی است که می توان آن را به مثابه (سیستم انتشار قدرت) یاد کرد. چالشهای جهانی آمریکا از سال 2008 در آمریکا عامل ضعف و سقوط موقعیت جهانی آمریکا شده و رشد سریع اقتصادی و نظامی چین و طرحهای عظیم اقتصادی آینده چین تهدید جدی و بلندمدت برای هژمونی آمریکا تلقی می گردد.

در مقابل ضعف آمریکا، قدرتهای نوظهور مانند: چین، روسیه، ترکیه، هند و ایران هستند که هر کدام از این کشورها با توجه به اولویتهای سیاست خارجی و امور ژئوپولیتیک خود، توانائی آمریکا برای شکل دهی نظام جهانی را محدود می کند. این احتمال می رود که تا سال 2025 شاهد ظهور قدرت هایی مانند چین، روسیه و هند خواهیم بود که با هم همکاری خواهند داشت و در مقابل، آمریکا و کشورهای اروپائی عقب نشینی و افول خواهند کرد. بویژه اروپائی که متحد نیست. اگر از منظر نئولیبرالیسم به پدیده های جهانی بیاندیشیم، می توان گفت که جهان در حال گذار از عصر 70 ساله آمریکائی به عصر پسا آمریکائی می باشد. می توان این نتیجه گیری را نمود که آمریکا در آینده نزدیک؛ نه رهبری اقتصادی و ژئوپولیتیک جهان را بعهده خواهد داشت و نه بر فرهنگ آن دیگر چیره خواهد بود. بنظر می رسد که امپراطوری جهانی آمریکا تحت عوامل داخلی و ضعف ساختارها و عوامل خارجی با ظهور قدرت های نوین مانند چین، روسیه و حتی هند، افول خواهد نمود. آمریکا در برخورد با روسیه بر سر مساله اوکراین به بن بست مذاکره دیپلماتیک، با روسیه و ایران بر سر سوریه. جنگ ناتمام با تروریزم بین الملل و تزلزل پایه های اتحادیه اروپا که یکی از متحدان اصلی آمریکا برای اجرای نظم جهانی مبتنی بر قدرت آمریکا بوده است، از نشانه های افول امپراطوری جهانی آمریکا به حساب می آیند. ترامپ را باید آخرین تلاش آمریکا برای اعاده قدرت از دست رفته و یا در حال از دست رفتن آن در جهان دانست. دیگر زمان بازگشت آمریکا به دور رهبری جهانی دیر شده است. متاسفانه جهان اکنون بیشتر شبیه به یک دهکده بی سرپرست و ناهماهنگ می ماند که در انتظار نظم نوین پسا آمریکائی می باشد. ایران کنونی با اقتصاد ضعیف، نیروهای مسلح غیر مدرن، اتحاد اجتماعی ضعیف، عدم درک سیاستمداران ایرانی از روندهای بین المللی و بی تصمیمی در مواقع حساس، از ضعف های کشور ما در مقابل قدرتهای جهانی بوده است. جامعه ایران نیاز به وحدت دارد. این وحدت بدون معیارهای مشخص مافوق رفتار خودسرانه و جانبدارانه امکان پذیر نیست. جهان به شکل بی سابقه ای در هم آمیخته. نظم نوین آینده جهانی به رهبری چین می تواند برای ما فرصت باشد. ما باید تمام قوای فکری و مادی خود را به کار گیریم که در نظم جدید جهانی جایگاه بهتری برای خود تعریف کنیم. جایگاه ما در نظم نوین جهانی تاثیر بسزائی در جایگاه ما در منطقه خواهد داشت. در واقع تعیین جایگاه ما در نظم جهانی صرفاً تصمیم ما نیست بلکه به عناصری مانند قدرت اقتصادی، وحدت و همبستگی ملی و قدرت نظامی ما از یک طرف و چگونگی تعامل با سایر قدرتهای جهانی و منطقه ای دارد.

در اینجا متذکر می شوم که نظم نوین جهانی برآمده از تاریخ کهن و موقعیت طبیعی و ژئوپولیتیکی ایران در آسیای جنوب غربی می باشد. حضور ایران را تنها نباید در حوزه امنیتی یا نظامی در غرب آسیا تلقی نمود، چرا که فرهنگ و تمدن ایران، پهنه ای گسترده از چین تا مدیترانه را دربر گرفته است. ایران در طول چندهزار سال، به فراخور استحکام نظام حکومتی و اقتدار ملی، به حضور خود در جهت استقرار صلح و امنیت بین المللی جنبه عینی بخشیده. احترام به حافظ در تاجیکستان و ارادت به مولانا در ترکیه، نشانگر عمق فرهنگ ایرانیان می باشد. اگر ایران بتواند سیاست موازنه مثبت را با قدرتهای جهانی آغاز نماید، بی شک در نظم نوین جهانی، جایگاه منطقه ای خود را پیدا خواهد نمود.

 

بزودی و به دنباله این مقاله، تحلیلی از چند استراتژیست ایرانی که با گروه وحدت ملی ایرانیان اروپا – مرکزیت هامبورگ همکاری می نمایند، در رابطه با نظم نوین جهانی و جایگاه ایران انتشار خواهد یافت و بدست هم میهنان خواهد رسید.

 

*دکتر فریبرز صارمی پژوهشگر روابط بین الملل از دانشگاههای معتبر آمریکایی در رشته روابط بین الملل می باشد. دکتر صارمی عضو موسسه مطالعات استراتژیک بین المللی واشنگتن دی سی می باشد. ایشان هم اکنون مقیم آلمان و عضو کمیته سیاست خارجی و امنیتی حزب حاکم آلمان CDU می باشد و در ضمن بنیانگذار گروه وحدت ملی ایرانیان اروپا هم هست. این گروه طرفدار نظامی سکولار و دموکرات و پارلمانی در ایران می باشد.

گروه وحدت ملی ایرانیان – هامبورگ

سخنان دکتر فریبرز صارمی مدیر سیاسی گروه وحدت ملّی ایرانیان مرکزیت هامبورگ

سخنان دکتر فریبرز صارمی مدیر سیاسی گروه وحدت ملّی ایرانیان مرکزیت هامبورگ در برنامه 8 جولای zoom  جبهه هماهنگ مبارزان ایران که در برگیرنده 37 سازمان سکولار دموکراسی می‌باشد. اینجانب مدیر سیاسی گروه وحدت ملّی ایرانیان اروپا-مرکزیت هامبورگ، با حفظ استقلال سازمانی در این برنامه شرکت نمودم. دبیرکل جبهه هماهنگ مبارزان ایران جناب دکتر اسدالله نصر اصفهانی از آخرین وزرای کشور نظام پیشین است که هم اکنون مقیم آمریکا می‌باشد.

از طرف گروه وحدت ملّی ایرانیان مرکزیت هامبورگ

دکتر فریبرز صارمی

 

شنوندگان، اینجانب دکتر فریبرز صارمی از سال 1974 در آلمان زندگی می‌نمایم. تحصیلات عالیه را در رشته سیاست بین‌الملل در دانشگاههای معتبر آمریکائی در آلمان گذرانده و در سال 1996 دکترای روابط بین‌الملل را اخذ نمودم. از سن سیزده سالگی ابتدا در کنار شادروان پدرم آقای فریدون صارمی از مقامات پیشین نظام گذشته و هماهنگ کننده سازمان خشم (خدا-شاه-میهن) فعالیتهای سیاسی را آغاز نمودم. حدود سی سال پیش با تشکیل شوراهای مشروطه، دبیر جوانان شورای مشروطه آلمان گردیدم و چند سال بعد در سال 1994 از بنینگذاران و دبیر سیاسی سازمان مشروطه‌خواهان ایران در اروپا شدم. از سال 2000 سخنگوی آزادگان در اروپا گردیدم. پس از خیزشهای مردمی در دیماه گذشته در بیش از صد شهر ایران با تعدادی از همرزمان قدیمی خود در اروپا، گروه وحدت ملّی ایرانیان را بنا گذاشتیم و اینجانب مدیر سیاسی گروه وحدت ملّی ایرانیان می‌باشم. گروه وحدت ملّی ایرانیان معتقد به یک نظام سکولار دموکراسی و پارلمانی می‌باشد و اصولاً محتوی و عملکرد نظام برای این گروه اهمیت دارد. گروه وحدت ملّی ایرانیان مرکزیت هامبورگ برای آزادی، دموکراسی، یکپارچگی و وحدت ملّی و حکومت قانون در ایران مبارزه می‌نماید و مشاوران ایرانی سیاسی، تشکیلاتی، اطلاعاتی و اقتصادی دارد. این گروه نوپا، خودجوش و قائم به ذات خود می‌باشد. ما دست همکاری به سوی کلیه گرایشهای دموکرات و سکولار دراز می‌نمائیم. تا با گذار از جمهوری اسلامی در راه برگزاری یک رفراندوم ملی برای انتخاب نوع نظام آینده کشور تلاش و ملارزه نمائیم. ایران با سرعتی حیرا‌ت‌انگیز به سمت فروپاشی اجتماعی پیش می‌رود، فساد بیسابقه حکومتی، عمیق شدن فقر، اختلاف شدید طبقاتی، بحران عظیم آب و محیط زیست، توقف روند اقتصاد تورم و تعطیلی بازار تهران و برخی دیگر شهرها تصویری از چشم‌انداز نگران‌کننده‌ای می‌باشد که ایران و یکپارچگی ایران را به مرحله فروپاشی سوق داده است که نشانگر عمق فاجعه‌ای می‌باشد که رژیم جمهوری اسلامی مسئولیت آن را دارد و دیگر پاسخگوی آن نمی‌باشد. برای جلوگیری از فروپاشی اجتماعی، جلوگیری از حمله نظامی و استفاده آمریکا، اسرائیل و عربستان سعودی از تشکل‌های غیردموکراتیک و ناسالم ایرانی و عوامل تجزیه‌طلب، می‌بایستی هر چه سریعتر آلترناتیوی ملّی یا از داخل و خارج کشور، تشکیلات فراگیر ملّی و رهبری مبارزه بمنظور هماهنگی و هدایت جامعه برای یک قیام ملّی بوجود آید. رهبری ملّی یا شورای رهبری ملّی می‌بایستی در کنار مذاکره با غرب و حتی چین که می‌رود تا ده سال دیگر قدرت برتر جهان گردد و نقش مهمی در نظم نوین آینده جهان بازی کند و دیگر قدرتهای جهان، به سازماندهی درون و برون مرزی بپردازد و حتی‌الامکان از طریق نافرمانی مدنی، اعتراضات، تظاهرات و اعتصابات، جمهوری اسلامی را از نظر سیاسی، اقتصادی فلج نماید. از نظر ما نیروهای سیاسی با همدلی و همگامی می‌بایستی شورائی بوجود آورند که با بنیانگذاری این شورا بکوشیم تا نیروهای مبارزاتی پراکنده موجود را در چهارچوب چند اصل بنیادی قابل پذیرش برای اکثریت ایرانیان، هماهنگ و هموار نموده تا بتوانیم با نیرو و تلاش یکدیگر پشتیبان راستین مبارزات پیگر مردم ایران برای برچیدن رژیم جمهوری اسلامی باشیم. امیدواریم با بوجود آمدن چنین شورائی، ارئه یک کادر سیاسی میهن پرست، خردگرا، درستکار و سازنده و بدور از وابستگی خارجی از ایرانیان نیکنام درون و برون از کشور و با بودن این شورا مردم ایران اطمینان و ضمانتهای لازم و کافی را برای قیام ملّی و عمومی و اداره موقت کشور پس از پیروزی و رهائی داشته باشند. گروه وحدت ملّی ایرانیان و هواداران این گروه جوان و ملّی می‌توانند به سهم خود برای بوجود آوردن چنین تشکیلات فراگیر و شورای هماهنگی با دیگر جریانهای سیاسی دموکرات و ملّی همکاری لازم داشته باشند و پیشنهاد می‌نماید که شخصیتهای سیاسی – تشکیلاتی بدعوت این گروه در آلمان گردهم آیند و بررسی‌های لازم را در راه تشکیل شورای هماهنگی نمایند. گروه وحدت ملّی می‌تواند مسئولیت تدارک این گردهم‌آئی را بپذیرد. هزینه های این گردهم‌آئی می‌بایستی میان سازمانها و گروهها به مساوات تقسیم گردد.

در خاتمه متذکر می‌شوم که در دو ژورنال استراتژیک آمریکائی World Tribune مقالات بسیاری در مورد سیاست خارجی و امور ژئوپولیتیک نوشته و هم اکنون مشاور کمیته سیاست خارجی حزب حاکم آلمان CDU  در شهر هامبورگ می‌باشم.

زنده باد ایران و مردم ایران

زنده باد یکپارچگی و وحدت ملّی ایران