جهان پسا کرونا دیکتاتوری – ناسیونالیزم افراطی و اقتصاد دولتی

در حال حاضر، بشریت با بحرانی جهانی مواجه است که شاید بزرگترین بحران چندین نسل باشد. یقیناً شکل دهنده جهان در سالهای آینده باشد. این تغییر اقتصاد، سیاست و فرهنگ جهان را تغییر می دهد. تصمیماتی که در میان مدت گرفته می شود در چنین حالات فقط در چند ساعت گرفته می شود. حتی استفاده از تکنولوژی های خطرناک و هنوز آزمایشی و امتحان نشده است. امکان زیادی دارد که جامعه مورد کنترلهای شدید و نظارت قرار گیرد. یکی از مشکلاتی که ما هنگام نظارت شدن با آن مواجه هستیم، این است که نخواهیم دانست از چه طریقی این نظارت صورت می گیرد.

البته می توان با نظارت متریکی موضوع موقت مربوط به حالت اضطرار دانست و احتمال دارد با ختم این حالت ، استفاده از آن نیز خاتمه پیدا کند، اما میل به تداومات موقت همیشه زیاد می باشد به ویژه در کشورهای استبدادی هنگامی که سرایت ویروس کرونا به صفر برسد، بعضی کشورهای دیکتاتوری مانند چین، روسیه و ایران مشتاق تداوم این نوع کنترلها و نظارتها می باشند. انتخاب مهم دیگر که با آن مواجه هستیم میان انزوای ناسیونالیستی افراطی و حتی فاشیزم و در برابر آن همبستگی جهانی هستیم.

بحران اقتصادی خاموش توش و توان خود را جمع می کند که با فروکش کردن ویروس می ترکد، به احتمال زیاد پر صدا و هولناک خواهد بود. این را برای هراس افکنی و نا امید کردن نمی گوئیم. بر آمدن از آن چیزی است که آمار و ارزیابی های عموم اقتصاددانان نشان می دهد. تشبیه به رکود سال 1929 به رکود 2008 پیش گرفته است.

میزان رشد در سراسر جهان خیلی کاهش می یابد. در ماههای آینده حدود 200 میلیون نفر شغل خود را از دست می دهند. شرکتها و کنسرن ها از نظر مالی به ورشکستگی می رسند و حتی اگر مانند آلمان یا آمریکا دولتها به شرکت کمک نمایند اقتصاد آزاد تبدیل به اقتصاد دولتی می گردد و پس از مدتی خود دولتها کسری بودجه پیدا نمی نمایند.

در آینده نئوفاشیزم هایی را تجربه می نمائیم. همکاری جهانی که هم اکنون بسیار تضعیف شده در جبهه اقتصادی بسیار حیاتی می باشد. اگر هر دولت و حکومتی درون گرا گردد نتیجه آن هرج و مرج و بحرانهای عمیقتری خواهد بود. متأسفانه در حال حاضر کشورها هیچ کدام همکاری وسیعی ندارند.

جامعه جهانی و نظم جهانی درگیر فلج جمعی شده است. اگر جای خالی ایالت متحده توسط سایر قدرتهای دموکراتیک پر نشود، نه تنها متوقف کردن اپیدمی فعلی خیلی مشکل خواهد بود بلکه روابط بین الملل خدشه ای جبران ناپذیر می خورد.

فقط از طریق همبستگی جهانی، همزیستی و همکاری جهانی می شود تا حدودی ضربات این ویروس را خنثی نمود.

 

دکتر فریبرز صارمی

مدیر سیاسی گروه وحدت ملی و پژوهشگرروابط بین الملل

آلمان – هامبورگ

جمهوری اسلامی در سراشیبی سقوط قرار دارد زمان بوجود آوردن یک تشکیلات فراگیر ملی می باشد.

بی کفایتی جمهوری اسلامی در برخورد با اپیدمی مرگباری که ایران را فرا گرفته، ثابت نموده است که این رژیم درایت لازم برای اداره این سرزمین و صیانت از امنیت ملت بزرگ ایران را نه تنها در مورد مسائل سیاسی و اقتصادی بلکه حتی در برابر بلایای طبیعی مانند ویروس کرونا را ندارد.

در آبان ماه خیزش و اعتراض مردم به گران شدن یکباره بنزین، در سراسر کشور به کشته شدن بیش از 1500 نفر و زندانی شدن بیش از 10 هزار نفر انجامید. شلیک موشک به هواپیمای مسافربری اوکراینی و کشتن 176 مسافر بی گناه، بی کفاینی جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران را به اثبات رساند.

در این روزهای تلخ و سیاه تاریخ، ما در صدد خواستهای بنیادین ملی نیستیم اما به این حکومت منفور توصیه می کنیم که با استفاده از نظرات کارشناسان و افراد مطلع و به صورت علمی نسبت به مهار کردن این اپیدمی خطرناک اقدام کنند و به نظرات واپسگرایانه خاتمه دهند.

گروه وحدت ملی ایرانیان اروپا – مرکزیت هامبورگ از جامعه گرامی پزشکی کشور و کادر درمانی و پرستاری بیمارستانها که در این شرایط خطیر و حساس و علیرغم همه نارسائیها با نهایت ایثار و فداکاری در خدمت بیماران بوده و تعدادی از این عزیزان ، جان خود را بر سر این خدمت انسانی از دست داده اند ، قدردانی و سر تعظیم فرود می آورد.

ملت شریف ایران : یقین داشته باشید جمهوری اسلامی و نیروی تروریستی آن سپاه پاسداران هفته های آخر را می گذرانند و در آینده ای نه چندان دور به فروپاشی کامل سیاسی و اجتماعی ایران خواهیم رسید، که می بایستی از هم اکنون به فکر یک تشکیلات فراگیر ملی درون و برون مرزی برای اداره مملکت برای یک دوره میان مدت و آماده نمودن ایران برای حاکمیت مردم باشیم.

گروه وحدت ملی در این راه همگام و همسوی دیگر مبارزان راه رهائی و آزادی کشور می باشد.

 

گروه وحدت ملی ایرانیان اروپا

مرکزیت هامبورگ

مدیر سیاسی – دکتر فریبرز صارمی

بحران در اصلی ترین حزب حاکم در آلمان CDU

جانشینی که بانو مرکل بجای خود معرفی کرده بود، آنگرت کرامپ کارنبوئر، وزیر دفاع فعلی آلمان اعلام کرده است از مسند ریاست حزب دمکرات مسیحی کناره گیری می کند و ۲۵ آوریل انتخابات زودهنگام برای ریاست حزب انجام خواهد گردید. آلمان بعنوان بزرگترین و ثرومتندترین کشور در اتحادیه اروپا نقشی حیاتی در این مجموعه دارد و بنظر می رسد وضعیت فعلی حکمرانی در این کشور، برای لحظاتی دکمه توقف امور جهانی را زده است. از زمان معرفی خانم کرامپ کارنبوئر به عنوان جانشین صدراعظم می توان گفت تا حدودی نگرانی های مردم به ویژه حامیان حزب با آن در مورد عصر پسا مرکل کاهش پیدا کرد، اما در مورد صلاحیت او در این مسند چندان اجماعی وجود نداشت. از همین رو، کناره گیری او بیش از آنکه ناراحتی آلمانها برای از دست دادن او را نشان دهد، هم بازگشت نگرانی هائی در مورد عصر پسا مرکل در سیاست داخلی و خارجی می باشد.

ناتوانی کرامپ کارنبوئر در کنترل سازمانهای فرعی منطقه ای: در سالهای اخیر رشد راست گرائی افراطی غیرقابل کنترل شده که در مقایسه با دیگر کشورهای اروپائی به سبب وجود فاکتورهای متعدد بسیار خطرناکتر بوده است بوجود آورد. آلمان بر خلاف بریتانیا و فرانسه سابقه ای طولانی در پذیرش مهاجرت نداشته و پس از 2015 که بانو مرکل سیاست درهای باز برای مهاجران را اعلام کرد خشونت بی سابقه ای مانند آتش زیر خاکستر سر برآورد. ظهور خلا رهبری آلمان در اتحادیه اروپا باعث می شود اتحادیه به روند تصمیم گیری وقت گیر بروکسل  برگردد و روندی را که در چند سال گذشته در همکاری رهبرانی مانند مرکل و مکرون برای سرعت بخشیدن به تصمیمات اتحادیه ای بوجود آمده از دست بدهد. ضعف سیاست داخلی آلمان و نبود یک رهبری قدرتمند و قوی مانند بانو مرکل یا حداقل کانون متمرکز سیاست گذاری در این کشور، یکی از ستونهای اصلی اتحادیه اروپا و عضو با ثباتی را که تکیه گاه بحرانهای اتحادیه بوده است حذف یا کم رنگ خواهد کرد. این در حالی ست که اتحادیه اروپا بیش از همیشه به رهبری آلمانی برای رویاروئی با چالشهای حیاتی در اروپا در برابر سوریه، آن سوی آتلانتیک و بطور کلی مشکلات جهانی و رقابت با چین نیازمند است. موضع چین هم بدون همکاری آلمان با فرانسه بویژه در بحث فناوری که اخیرا در مورد موضوع فایوجی بسیار مطرح شده است ناممکن خواهد بود. همینطور طرح اقتصادی و ژئوپولیتیک جاده نوین ابریشم چین باعث تضعیف اروپا خواهد گردیدو کاندیداهای گوناگونی برای جایگزینی خانم کرامپ کارنبوئر وجود دارد. مطرحترین آن آقای فریدریش مرتس می باشد که از مخالفان بانو مرکل می باشد، طرفدار نزدیکی سیاسی با آمریکا و مقابله با سیاست هژمونیک چین در جهان می باشد. به هر ترتیبی آلمان و سیاستهای آلمان با چالشهای زیادی روبرو خواهد شد.

بخش استراتژیک گروه وحدت ملی

دمتر فریبرز صارمی، پژوهشگر روابط بین الملل

سازماندهی درون و برون مرزی

سازماندهی نیروهای آزادیخواه و پیکارجو، نقشی ارزنده و بنیادین در تسریع آزادی ایران بازی می کند. طرح سازماندهی باید هم با استراتژی مبارزه مردمی و نافرمانی مدنی و هم با در نظر گرفتن روشها و ویژگیهای نیروی دشمن هماهنگی داشته باشد.

رزمندگان باید در درون کشور، پیکار پی ریزی شده زیرزمینی، هسته ای و شبکه ای را گسترش دهند و به قیام ملی کمک نمایند و در برون از ایران دو شیوه رزم را در کنار هم نهند.

  1. نبرد پنهانی
  2. پیکار آشکار

نیروی سازمان یافته ملی یا شورای وحدت ملی باید در درون مرزها، پیکار زیرزمینی و شبکه ای را گسترش دهند.

و این شورا باید با مبارزاتی که به گونه آشکار نبرد می کنند (نافرمانی مدنی) در پیوند همیشگی باشند. نقش نیروهای برون مرزی بسیج ایراندوستان در برون از کشور، آموزش آنان می باشد. نقش بنیادین سازنده برون از کشور، فراهم کردن اهرمها و نیروهای آزموده است که می توانند نقش ستادی را برای گسترش هسته و شبکه های درون مرزی ایفا نمایند.

هسته نخستین پایگاهی می باشد که باید در آن رهنمودهای استراتژیک و برنامه رزمندگی را بکار گرفت. در پیدایش هسته باید از مطمئن ترین افراد بهره گرفت را رابطه ای که برپا می شود و شاخه ها را می سازد بر پایه پنهانکاری و انضباط سخت متکی باشد. پیکار ما، نبردی هماهنگ است. ترفند جهموری اسلامی در میان آزادگان و رزمندگان برون مرزی بر کسی پوشیده نیست. وظیفه اساسی نیروهای برون مرزی آرایش ضد نفوذی و روبرو شدن با سازمانهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی می باشد. نقش مهم سازماندهی برون از کشو در عملیات پنهانی می باشد. این نیروها باید دور از ایران دست کم تا مرحله نهائی پیکار بخشهای هدایت کننده و پایگاه های ستادی را ایجاد کنند و با بوجود آوردن یک نیروی آزموده در عملیات زیرزمینی فشار فعالیتهای پنهانی را بر شبکه های درون مرزی کاهش دهند. یک سازمان نیرومند براندازی (شورای وحدت ملی) باید از ویژگیهای زیر برخوردار باشد.

  • . شمار بالای قشرهای دینامیک پیکار (جوانان)
  • . یک چهره ملی برانگیزاننده
  • . یگانگی آرمانی بر پایه همبستگی و وحدت ملی

نبرد آشکار را می تواند شورای وحدت ملی و نبر و پیکار پنهانی را می تواند یک شبکه انجام دهد و رهبری نیرومند آن را هماهنگ نماید و آنرا برای قیام نهائی ملی آماده سازد. باید بنیادین برای پیروزی نهائی منابع مالی می باشد. همه باید بر این جنبش نوین کمک نمایند. منظور از همه هم رهبری یا نماد اتحاد ملی می باشد، هم رزمندگان سیاسی-مبارزاتی و هم ثروتمندان میهن دوست ایرانی.

یقیناً این طرح کامل نمی باشد و کارشناسان تشکیلاتی و عملیاتی جنبش می باید آنرا کامل نمایند.

گروه وحدت ملی ایرانیان اروپا

دکتر فریبرز صارمی – هامبورگ

کشته شدن قاسم سلیمانی، خاورمیانه به جای خطرناکی تبدیل گردیده

قاسم سلیمانی فرمانده 63 ساله شاخه برون مرزی سپاه پاسداران طی که دهه گذشته به موازات نظامی در کشورهای منطقه ، در مقابله با اعتراض و سرکوب تظاهرات ایرانیان آزادیخواه نیز نقش آفرینی کرده است. بررسی آثاری نشان می دهد که گسترش تدریجی نقش نظامی این فرمانده واحد قدس که بوسیله آمریکا و با کمک اسرائیل کشته شد به عملیات سیاسی هم در داخل خاک ایران و هم در کشورهای همسایه ، طی یک دهه گذشته هزاران قربانی از شهروندان و غیر نظامیان به همراه داشته است.همزمان با تقویت نقشی سیاسی و ایدئولوژیک او و تلاش او در گسترش عمق استراتژیک جمهوری اسلامی در منطقه ، انتقادها به مداخلات غیر نظامی قاسم سلیمانی در ایران و سرکوب آزادیخواهان به ویژه در آبان ماه 1398 تشدید شده بود. با همزمانی موج اعتراض سراسری آبان ماه امسال با خیزش سراسری ملت آزادیخواه در بیش از یکصد شهر ایران و کشورهای دیگر منطقه به ویژه عراق و لبنان و تشدید فشارهای آمریکا بر سپاه پاسداران استراتژی سرکوب این نیروهای نظامی در داخل تشدید گردید.

حضور سلیمانی و نیروهای نظامی تحت اختیار او از ابتدای شکل گیری اعتراض گروههای سیاسی و قومی داخل سوریه از سال 2011 همواره در رسانه ها مورد اشاره بوده است.

بدون در نظر گرفتن نقش آفرینی نیروی برون مرزی سپاه تحت فرماندهی سلیمانی در تحرکات سیاسی کشورهای دیگر از جمله یمن به دلیل عدم وجود آمار شفاف ، نمی توان در نظر گرفت که او در عملیات های دخالت جویانه سیاسی حکومت اسلامی ایران به کشته شدن پانصد هزار نفر از مردم کشورهای ایران ، عراق و سوریه منجر شده ، بازیگری داشته است. احتمال آنکه جمهوری اسلامی حمله واکنشی نشان دهد خیلی زیاد است. با این حال آنها تمایلی به مواجهه مستقیم با آمریکا ندارند و از طریق نیروهای نیابتی خود و جنگهای نا متقارن ضرباتی به آمریکا و متحدین این کشور خواهند زد.

ایران می تواند منابع آمریکا را در عراق هدف بگیرد. ایران همچنین می تواند به افزایش خشونت در افغانستان که هزاران نفر آمریکایی در آنجا مستقر هستند صدمه وارد کند و بالاخره حزب الله لبنان و حماس می تواند اسرائیل را به چالش کشند.

گروه وحدت ملی ایرانیان اروپا و شورای سیاسی آن از تمام کشورهای منطقه و به ویژه ایالات متحده می خواهد که با خویشتنداری رفتار نمایند. راه حل جنگ و نابودی ایران نیست. بلکه حمایت از اپوزیسیون برای بوجود آوردن آلترناتیو  رهبری و تشکیلات فراگیر ملی جهت گسترش مبارزات درون مرزی برای ساقط نمودن جمهوری اسلامی از درون و متحد نمودن ملیت ایران علی رژیم اسلامی و نه باعث اتحاد جمهوری اسلامی برای مقابله با جنگ می باشد.

 

از طرف شورای سیاسی گروه وحدت ملی ایران

دکتر فریبرز صارمی

همسوئی سه جانبه چین ، روسیه و ایران

همسوئی سه جانبه چین ، روسیه و ایران

و  خطر رویاروئی شرق و غرب بر سر پر اهمیت ترین کشور خلیج فارس

6 دی 1398

اگر چه در منطقه آسیا بیشتر تمرکز بر اتحادهای چند جانبه مربوط به شرکای آمریکا معطوف می گردد، اما مناسبات دیگری هم در منطقه وجود دارد و قویتر هم وارد می شود. یکی از این مناسبات به روابط بسیار نزدیک چین، روسیه و ایران مربوط می شود. این روابط نشان دهنده افزایش ارتباطات موجود میان سه کشور و همسوئی و همگرائی آنها در مقابل غرب بویژه آمریکا می باشد. این مناسبات در هفته های اخیر با توجه به رزمایش دریائی سه کشور و برگزاری اولین رزمایش دریائی مشترک در حال انجام ، مورد توجه قرار گرفته است. از 27 دسامبر 2019 یک رزمایش با نام ” کمربند امنیتی دریائی ” در حال انجام می باشد. گزارش های جداگانه هم درباره اینکه تهران و پکن در حال بررسی و امضاء پیش نویس همکاری بلند مدت نظامی هستند، منتشر شده است. جدای از آنچه علناً گفته می شود یا نمی شود ، مسائی حائز اهمیت ژئوپولتیک برای این گروه سه عضوی مشهور می باشد ، رابطه خصمانه این سه نظام حکومتی با سیاست خارجی و سیاست اقتصادی آمریکا.

فعالیتهای روسیه ، چین و ایران در این زمینه هم قابل توجه است. روسیه ابتکار عمل مختص خود مرسوم به ” امنیت جمعی در خلیج فارس ” را معرفی کرده که از حمایت چین برخوردار می باشد.

ایران هم قصد دارد طرح موسوم به امید تلاشی برای صلح هرمز را پیش می برد که به گفته علی شمخانی دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی قرار نیست هیچ قدرت خارجی در آن شامل شود و اتحادی مختص کشورهای منطقه است. از دیدگاه جمهوری اسلامی رزمایش سه جانبه این پیام استراتژیک به آمریکا بویژه اسرائیل را ارسال می کند که سه کشور نقطه استراتژیک معناداری در روابط خود و رابطه با منافع مشترک یا همان منافع ملی رسیده اند.

برای آمریکا که قدرت جهانی می باشد و چین که احتمال می رود تا سال 2030 قدرت آینده جهانی گردد ایران و خلیج فارس و شاه لوله های نفتی و گازی این منطقه بسیار با اهمیت است.

اگر آمریکا از ملت آزادیخواه ایران در مبارزاتشان حمایت ننماید و خط ترامپ در کاخ سفید به دنبال مذاکرات برود آمریکا از نظر ژئوپولتیک در برابر چین و روسیه بازنده خواهد گردید اما اگر از مبارزات ملت ایران حمایت شود و نظامی مردم سالار و طرفدار غرب در ایران قدرت را در دست گیرد دیگر چین و روسیه نمی توانند به این سادگی به آبهای گرم خلیج فارس دسترسی پیدا نمایند.

زنده باد ایران و مردم ایران

زنده باد یکپارچگی و وحدت ملی ایران

گروه وحدت ملی ایرانیان اروپا

مدیر سیاسی دکتر فریبرز صارمی

پژوهشگر روابط بین الملل

زمان بر انداختن جمهوری اسلامی رسیده است

اعتراضات اخیر که در واکنش به سه برابر نمودن قیمت بنزین آغاز گردید ، به روشنی دامنه ای به مراتب گسترده تر پیدا نمود و ده ها هزار نفر در بیش از نود شهر ایران شعارهای کوبنده ای علیه حکومت ولایت فقیه سر دادند.

دو سال پیش ، هواداران جمهوری اسلامی و بقای آن شعارهائی مانند ” اصلاح طلب ، اصولگرا ، دیگر تمام ماجرا ” و “بر اندازیم” سر دادند ولی نظام آن را جدی نگرفت. هیچ چیز به اندازه شعارها و ابعاد نا آرامی های همین چند روز گذشته نمی توانست نشان دهد که الگوی حاکم برای تغییر وضعیت و تعیین مسیر آینده بطور بنیادین عوض شده است. اعتراضات دو سال پیش، جغرافیای سیاسی و صف بندی نیروهای سیاسی ایران را تغییر داد. موافقان حفظ جمهوری اسلامی که در حداقل می باشند و اکثریت جامعه که خواهان نظام سکولار و پارلمانی بر پایه میثاقهای جهانی حقوق بشر می باشند. یک نکته تقریباً غیر تأمل مناقشه به نظر می رسد: الگوی مبارزه با جمهوری اسلامی از بنیان تغییر کرده و آنچه که مایه مرزبندی است، اصل ولایت فقیه و جمهوری اسلامی می باشد یا باید موافق حفظ جمهوری اسلامی بود و یا خواهان بر انداختن آن و جایگزینی یک نظام سیاسی تازه. تقریباً برای نزدیک به چهار دهه جمهوری اسلامی بر دلایل و روشهای مختلف موفق شده بود گفتمانی را بر جامعه مسلط کند که بر اساس آن ، نه تنها بهترین راه ، بلکه تنها راه حل مشکلات و اعمال تغییرات برای بهبود وضعیت، اقدام بر هر نوع عمل سیاسی صرفاً در چارچوب قدرت مستقر  و  بدون خروج محدوده های مجاز جمهوری اسلامی قلمداد می شد و ایرانیان داخل فاقد برخورداری از یک روحیه انقلابی بودند. اما به نظر می رسد در سایه بر آمدن نسلی تازه، پویا و انقلابی و نیز تحولات  داخلی و منطقه ای و بین المللی از جمله سیاست ماجراجویانه خارجی جمهوری اسلامی و تحریمهای اعمال شده، الگوی چارچوب نظام، کارائی خود را از دست داده است و تلاشی برای حفظ یا سرنگونی جمهوری اسلامی اصلی ترین ویژگی الگوی جدید باشد.

ما نیروهای سیاسی خارج از کشور می بایستی در کمک برای بوجود آمدن یک تشکیلات فراگیر ملی درون مرزی با ایرانیان مبارز داخل، همکاری و آرایش نوینی برای تسریع مبارزات در راه فروپاشی جمهوری اسلامی بنمائیم.

در کوتاهترین زمان می بایستی یک شورای مقتدر ملی از شخصیت های سیاسی و نظامی درون و برون مرزی تشکیل تا داخل و خارج به هم صیقل تا در دوران گذار به وحدت ملی یکپارچکی و تمامیت ارضی کشور خدشه ای وارد نگردد.

در اینجا به اطلاع می رسانم که هفتمین سمینار پژوهشی گروه وحدت ملی ایرانیان اروپا – مرکزیت هامبورگ در تاریخ 16 ژانویه 2020 رأس ساعت 15:00 در هتل Reichs hof هامبورگ برگزار می گردد. بعد از اینکه چندین بار از شخصیتهای جمهوری خواه دعوت بعمل آوردیم.

اینبار از بانو هایده توکلی و جناب افشار مختاری نمایندگان حزب مشروطه ایران – لیبرال دموکرات که بزرگترین جریان و سازمان طرفدار پادشاهی مشروطه پارلمانی می باشد دعوت نموده تا در مورد ” برای نجات ایران چه باید کرد ” و ” مکانیزم های اجرائی عبور از جمهوری اسلامی ” سخنرانی ، بحث و تبادل نظر گردد.

در روزهای آینده اطلاعیه و فراخوان این سمینار در سطح شمال آلمان جهت اطلاع بیشتر ایرانیان بخش خواهد گردید.

 

زنده باد ایران و مردم ایران

زنده باد یکپارچگی و وحدت ملی ایران

گروه وحدت ملی ایرانیان اروپا

هژمونی جمهوری اسلامی در خاورمیانه بطور جدی تضعیف می گردد.

در چند هفته گذشته تظاهرات در عراق و لبنان با شدت و خشونت انجام گرفته است. هم در عراق و هم در لبنان این تظاهرات به سمتی می رود که نیروهای سیاسی وابسته به نزدیک به جمهوری اسلامی مانند حشد الشعبی یا حزب الله بعنوان عاملین کشتار یا شلیک به مردم یا سرکوب آنان معرفی شدند.

اگر نیروهای وابسته به حکومت ایران در این سرکوب تظاهرات مردم نقش داشته باشند که در آن صورت این پرسش مطرح می شود که به چه دلیل و چه حقی این نیروها در امور داخلی دیگر کشورهای منطقه رفاقت می کند. یا در برابر خواست و اراده مردم آن کشورها می ایستند.

زمانی که علی اکبر ولایتی به عنوان نماینده ولی فقیه و رهبر جمهوری اسلامی بجای وزیر امور خارجه آنان ظریف به عراق می رود و در آنجا می گوید که مارکسیستها نباید به مجلس عراق راه یابند ، مردم عراق نباید با خود فکر کنند که نماینده رهبر کشوری که به خود اجازه می دهد، در انتخابات داخلی عراق دخالت کند به خود حق سرکوب تظاهرات مردم عراق را هم خواهند داد.

در اینکه زمینه های اعتراضی در عراق و لبنان داخلی و برآمده از فقر و فساد و بی کفایتی سیاسی است.

مانند آنچه در خود ایران و اکنون در بسیاری از کشورهای آمریکای لاتین می گذرد، تردید نیست بی شک سیاست جهانی به ویژه آمریکا و اسرائیل می کوشند از این تظاهرات به سود خود و علیه برخی سیاستهای ایران بهره گیرند نیز تردید نیست.

ولی یک سیاست خارجی خردمندانه و مسئولانه از طرف ایران می توانست مانع از شکل گیری این احساس در مردم ایران یا لبنان یا خاورمیانه گردد که دست حکومت ایران با نیروهای وابسته بدان در پشت سرکوب تظاهرات است.

نتیجه عملی اعتراضات در عراق و لبنان و تحریک های آمریکا و اسرائیل تا اینجا چنین بوده است که جمهوری اسلامی در حال محروم شدن از آن ” عمق استراتژیک ” و برگشت به مرزهای خود می باشد.

سیاست جهانی نمی گذارد اهداف تند ناسیونالیستی جمهوری اسلامی تحت لوای شیعه گری و استفاده از گروههای نیابتی شیعه در منطقه …. گردد و جمهوری اسلامی منطقه گشائی و سپس جهان گشانی نماید. سیاست جهانی، هیتلر و ناسیونال سوسیالیزم آلمان را بیاد دارد.

از همه بدتر جمهوری اسلامی همه موفقیتهای عمق استراتژیک را که در یک دهه بدست آورده بود، در حالی از دست داده است و از همه مهمتر جمهوری اسلامی در سیاست داخلی به جای آشتی و وحدت ملی با ملت خود بر سیاست سرکوب ملی پافشاری می نماید.

بخش مطالعات استراتژیک

گروه وحدت ملی دکتر فریبرز صارمی

بازیگران در آمریکا و ایران

جمهوری اسلامی ایران بیش از دو دهه است مباحثاتی در مراکز مطالعاتی استراتژیک خود حول دفاع و امنیت ملی بخاطر حفظ نظام ولایی سازمان داده است.

در ابتدای امرکارشناسانی که در دانشگاههای آمریکا و انگلیس و … تحصیل کرده بودند به ایران دعوت شدند. بعدها اطاق فکرهای گوناگون بوجود آمد و نتایجی که این اطاق های فکر بدان دست یافته بودند به ولی فقیه منتقل میشد.

در ابتدا متفکرینی که در این اطاقها فعالیت داشتند به این نتیجه رسیده بودند که برای دستیابی به امنیت نظام ولایی نیاز به  آن است که کشور به تکنولوژی انرژی گرما هسته ای دسترسی یابد، اما بخاطر مخاطراتی که در نظام جهانی گریبانگیر آنها میشد و تجربه کشورهای همسایه و عکس العمل سریع و دهشتناک نظام جهانی و در رٲس آن ایالات متحده آمریکا و ترس از انزوای جهانی، سعی کردند که به شکلی مخفیانه تئوری ساخت بمب اتمی و موشکهایی که قادرند کلاهک های هسته ای را حمل نمایند بیاموزند و در این راه چند دانشمند اتمی پاکستان را اجیر کرده و با دستمزدی غیرقابل تصور به خدمت گرفتند.

بعد از  مدتی این پروژه لو رفت و آنها در جهت اهداف خود به کره شمالی نزدیک شدند. علاوه بر آن از دانشمندان روسی که در بوشهر فعالیت میکردند، آموزه های بسیاری را آموختند. دسته ی دیگر که در اطاقهای فکر دیگر فعالیت داشتند، سیاست دفاع رو به جلو را پیشنهاد دادند.

براساس این سیاست جمهوری ولایت میبایستی گروه های تروریستی را سازمان میداد که بمثابه دسته جاتی چریکی، جنگ های نیابتی را در جبهه ای به وسعت خاورمیانه به پیش می بردند، فرصت کافی داشتند که این گروه های چریکی را با شیوه های جنگ نامتقارن آموزش دهند.

آنها بدین طریق ارتشی از دسته جات چریکی در افغانستان و عراق و یمن و لبنان و سوریه و سودان سازمان دادند و حتی پایگاههایی را برای ساخت و تولید موشک های نقطه زن و پهپادهایی که قادر هستند بمب با خود همراه داشته باشند در نقاط گوناگون منطقه خاورمیانه بوجود آورند. آنها می دانستند که نیروهای مسلح مرکب از سپاه پاسداران و ارتش قادر به جنگ منظم با ارتش آمریکا و دیگر کشورهای رٲس نظام جهانی نخواهند بود، چونکه آمریکا و  متحدانش با جنگ افزارهای فوق مدرن در طی چند روز اساس سپاه پاسداران و ارتش را به نابودی می کشاندند. اما آنها قادرند با توسل به جنگ های نامتقارن منطقه را به آتش بکشند و خساراتی جبران ناپذیر بر کشورهای منطقه و بالاخص بر عربستان سعودی و اسرائیل و امارات و بحرین وارد آورند. زدن چند چاه مهم نفتی آرامکوی عربستان و حمله به بندرهایی که عربستان قصد داشت با استفاده از آن بنادر نفتش را صادر کند و یا حمله به نفتکش ها و عدم وجود پاسخ متناسب نظامی از سوی آمریکا و قدرت های بزرگ جهانی و نیز حضور روسیه و چین در کفه ی ترازوی ایران، اوضاع منطقه را بیش از پیش بحرانی کرد. در  آستانه ی اجلاس سازمان ملل متحد مکرون پرزیدنت فرانسه تلاش کرد تا با تخفیف شکافها بین ایالات متحده و ایران زمینه ی گفتگوی مشترک ترامپ با روحانی را فراهم سازد.

اما از سویی دیگر مجلس نمایندگان آمریکا و نانسی بلوسی که بر کرسی ریاست تکیه زده است سعی کردند تا ترامپ را به استیضاح تهدید نمایند. آیا هدف نهایی و اصلی از طرح استیضاح ترامپ به شکست رساندن طرح ماکرون بود؟

نقش اسرائیل در این میان چه بود؟ بعد از برکناری جان بولتون از نقشی که در کاخ سفید داشت و نزدیکی بسیاری که بولتون با سیاست لابی های اسرائیلی داشت. این گمانه زنی را تقویت میکند که آی پک موافق مذاکرات ترامپ با روحانی نبوده است. و ازسوی دیگر خبرها حاکی از آن است که مذاکرات پشت پرده ای مابین اطرافیان روحانی و محافلی از دموکرات ها مخفیانه در جریان بوده است و مانع از آن شده است تا ایران پا پیش گذارد.

افزایش تحریم ها (بالاخص تحریم بانک مرکزی ایران) سبب آن شد تا بر گمانهای آندسته که می اندیشیدند تحریم های آمریکا علیه ایران پروپاگانداست و بر اثر وزیدن نسیم ملایمی فرو می ریزد، خط بطلان کشد. حرکتهای متناقض کاخ سفید علیه اقدامات نظامی ایران و یا دسته جاتی که به عملیات نظامی نیابتی از سوی ایران انجام می پذیرد و از سوی محافل عربی، کاخ سفید را درقبال این عملیات به انفعال متهم می کنند. در مرحله ی اول امارات متحده عربی واداشته که خود را به ایران نزدیک کند و خبرها حاکی از آن است که عربستان سعودی هم تمایل آن را دارد تا با ایران به گفتگو بنشیند.

اگر چنانچه این نزدیکی ها پایدار گردد  مشخص نیست که چه تٲثیری بر سیاست کاخ سفید در قبال جمهوری ولایی می نهد. آیا این تعللی که بین ایران و آمریکا صورت  پذیرفته برای مذاکره است؟

تاکنون ایالات متحده آمریکا برای به تسلیم واداشتن ایران گام به گام پیش رفته است. در ابتدا انزوای بین المللی ایران را تعقیب کرده است ن ا روسیه و چی و حتی بخش هایی از اروپا با او همراهی نکردند. ترامپ با جنگ تعرفه ها به مقابله با آنها پرداخته ّ . ام و نرم نرمک اروپا را تا میزان زیادی مجاب کرده است. جنگ تعرفه ها چین را هم پاسیو کرده است. روسیه به تنهایی قادر  نیست با سیاست کاخ سفید به تنهایی مقابله کند. تاکتیک محوری مرحله دوم کاخ سفید، محاصره اقتصادی بود که اروپا ایران را  را پذیرفته وامضأ نماید. نارضایتی از متن قرارداد هم از سوی یهودیان آمریکا و آی پک وجود ۵+۱ واداشته بود تا قرارداد داشت وهم از سوی محافظه کاران حکومت ولایی و در رٲس آنها فرماندهان سپاه پاسداران. بالاخص آنهایی که در آرزوی آن بودند تا “هلال شیعی” در قبال عربستان و سنی های دیگر از سلطه ویژه ای برخوردار باشند و بعد از فتح کربلا، مکه را هم فتح

دوم شد و حتی ۵+۱ را نپذیرفت و بر آن اشکالات اساسی وارد کرد و مصمم به تنظیم قرارداد ۵+۱ نمایند!! اما ترامپ قرارداد دوازده شرط اولیه را برای پذیرش مذاکرات اعلام کرد که در حقیقت این شروط ماهیت وجودی حکومت ولایی را در ایران و  منطقه به پرسش کشانده است. ّ بعضی از مفسران بالاخص عربی فشار حداکثری آمریکا علیه ایران را بی سرانجام می دانند. ترامپ با اتخاذ سیاستی ملی گرایان ه  که بسیاری آن را “ملی گرایی بدخیم” نامیده اند، اقتصاد آمریکا را از بحران خارج و رونقی موقت به آن بخشیده است. علاوه بر آن میزان بیکاری در آمریکا کاهش یافته است و اگر بتواند جمهوری ولایی ایران و حکومت کره شمالی را به گفتگو و تسلیم وادارد، در انتخابات بعدی برنده اصلی خواهد بود. ٔ در ایران بیش از پنج میلیون انسان گرسنه وجود دارد، علاوه بر آن بیست و پنج میلیون انسان ی که به سوتغذیه گرفتارند. حدود پنجاه میلیون هم در زیر خط فقر زندگی می کنند و مهم تر از همه بیست میلیون حاشیه نشین هستند که در اطراف شهرهای اصفهان، تبریز و … زندگی می کنند. حاشیه نشینان برحسب چپاول اموالشان توسط حکومت و  ،بزرگی چون تهران، مشهد عوامل حکومت از طبقاتی میانی به تهیدستان مبدل شده اند. حاشیه نشینان از ظرفیت بالایی برای اشکال شورشی برخوردارند و  اگر نیروهای ترقی خواه در شرایط خطیر کنونی آنها را آگاه نساخته و زمینه سازماندهی آنها را حول شعارهای واقع بینانه فراهم ُ  نسازند، چه بسا چهره ها و جریاناتی که تا بن دندان به مراکز قدرت نظام جهانی وابسته اند، هژمان یابند و بار دیگر چرخه ی  استبداد و شورش های کور سر برون آورد.

در منطقه خاورمیانه تحول عجیبی بوقوع پیوسته و آن آنست که حتی گروه های کوچک قادر به تولید موشکهای نقطه زن شده اند و بعد از آر، پی، جی، هفت موشکها صلاحی استراتژیک در بین این دسته جات تبدیل شده است.

گزارشها حاکی از آنست که گروههای کوچک قادر شده اند تا موشکهای برد کوتاه را به موشکهای  رد تبدیل سازند.آنها از طریق اینترنت به چگونگی ُ میان ب تبدیل این تکنولوژی دسترسی یافته اند .

از سوی دیگر ایالات متحده آمریکا با انبارهای بزرگ ذخیره سازی نفت در عرصه ی تولید انرژی با مشکل اساسی روبرو نیست و چندان به نفت خاور کی نیست. مگر آنکه به مدد بازارهای بورسی نیویورک سهام چاه های نفت منطقه خاورمیانه  ّ میانه مت را در اختیار گرفته و از آن طریق احاطه کامل بر نفت منطقه خاورمیان ه داشته باشد. شرکت آرامکوی عربستان به این درخواست مالی پاسخ مثبت داده است و چه بسا در آینده ای نزدیک این درخواست تمامی مناطق نفت خیز خاورمیانه را در بر بگیرد، سرمایه و در آنصورت نفت منطقه خاور میانه در انحصار بازار بورس نیویورک قرار خواهد گرفت و از این طریق آمریکا رقیب اصلی خود یعنی چین را به عقب خواهد راند. حتی اروپا نیز در قبال این تهدید مجبور به عقب نشینی خواهد شد و یا آنکه بازی را به   زمین روسیه خواهد کشاند.  این شکافها در بین آمریکا و اروپا، ناتو مانور مشترکی با حضور آمریکا و کشورهای اروپایی و از آنجمله آلمان علیرغم همه سازماندهی می کند تا در مقابل چشمان دشمن فرضی، قدرت تکنولوژیک جنگ افزارهای نظامی خود  برخ بکشد. این حرکت قرار است آینده ی نامطمئن “غرب یکپارچه” را بازتولید کند؟

و یا آنکه مقدمه ورود به جنگ های منطقه ای را فراهم آورد؟

هدف نهایی این حرکت های نظامی به اصطلاح “غرب یکپارچه” چیست؟

خاورمیانه؟

یا چین، هند و روسیه ؟

پرسش اساسی در آنست که چرا عربستان سعودی راه مصالحه ی حتی موقت با ایران را در پیش گرفته است؟

آیا جنگ های نیابتی گروههای طرفدار جمهوری ولایی و در ظاهر بی تفاوتی ایالات متحده به وقایع اخیر سبب تغییر رویه ی عربستان و  امارات در ارتباط با ایران شده است؟

پرسش دیگر آن است که چرا ایالات متحده در قبال این نوع عملیات و جنگ های نیابتی دست  به اقدام نظامی نمیزند ؟

آیا ایالات متحده در صدد است تا با تمام نیرو در قبال چین و روسیه و هند صف آرائی کند و از این طریق سلطه جهانی خود را که صدمات اساسی خورده است بازتولید کند؟

بسیاری از مسئولین درجه ی نخست ایالات متحده معتقدند که بقدر کافی جنگ افزارهای نظامی در اختیار عربستان قرار داده اند و این کشورخود میبایستی سامانه ی دفاعی خود را سامان بخشد و از سوی  تٲثیر ۲۰۰۸-۲۰۰۹ دیگر هزینه ی گزاف در جنگ عراق (گویا بیش از هفت تریلیون دلار)  در پیدایش بحران اقتصادی سالهای بسزایی داشته است.

از آنسوی چین نیز که در این اندیشه است تا دوان، دوان خود را به رٲس نظام جهانی (در ابتدا در عرصه   اقتصادی) برساند، در حال بلعیدن عرصه های اقتصادیی می باشد که قبلا در انحصار ایالات متحده واروپا بوده است.

اما بزرگترین خطر برای بازیابی قدرت و هژمان ایالات متحده و اروپا چرخه ی کنتراتیو است که اقتصاد جهانی سرمایه داری طبق تخمین این چرخه، در دوران درازمدت رکود قرار گرفته و علاوه بر آن تفاوتی اساسی بین این چرخه با چرخه های ماقبل  ّ خود دارد و آن اینکه سرمایه دری ممکن است دوره های بس پارگذرای رونق با توسل به اقتصاد متکی به حبابها را تجربه کند.

اما گذار از حبابی به حباب دیگر، سرمایه داری را به بن بستی قطعی خواهد کشاند. بهرحال این تخمین تاکنون راهبردی نهایی  وقطعی را برای نجات سرمایه داری نمی یابد. حتی در اقتصاد ویران ایران نیز دارو دسته ی حکومت به این حبابهاروی آورده  اند.

با این وضعیت خطرناک و اسفناکی که جهان، منطقه خاورمیانه و ایران درگیر آنند و فشار حداکثری ایالات متحده علیه ایران، روز به روز دامنه ی مقاومت حکومت ولایی را تنگ تر می کند، امکان آنکه در آینده ی نزدیکی شاهد شورش در درجه اول شهرهای بزرگ تهران، مشهد، اصفهان،تبریز را در برگیرد، بسیار زیاد است. “شورش برای نان” و شاید پیش بینی احتمال این شورش، عربستان و امارات را به سمت توافق موقت با ایران هول داده است! نیروهای ترقی خواه و عدالت طلب و مستقل داخل کشور که راهبردهای توسعه ی همه جانبه  را دنبال می کنند، میبایستی هم اکنون خصلت این شورش ها را دریابند و در راه رساندن آنها به سمت و سویی که مصلحت مردم و کشور را  در خود دارد، دست به ایجاد هسته های مقاومت فراگیر زنند.

حکومت ولایی با توسل به سیاستی که نولیبرالیسم آنرا تجویزکرده است، تنها به استراتژی توسعه ی صادرات چشم دوخته است تا در عرصه ی نفت وگاز به نیت اصلی خود برای کسب ارز دست یابد و از آن طریق سهم اعظمی را مسئولین مملکتی از آن خود کنند و در کشورهای گوناگون پس انداز کنند و نیز دسته های تروریستی را امکانات مالی و نظامی دهند. کشور را به حال خود رها کرده اند.

بخش اعظمی از کارخانه ها را به تعطیلی کشانده اند و نیز میرود که وسعت زیادی از خاک ایران را به کویر تبدیل سازند (بیش از نیمی از مساحت کشور). باید در دل کارخانه ها و مزارع و زمینهای هسته های مقاومت را سازمان داد و علاوه بر آن در بین مزدبگیران و در محلات گوناگون و حتی در بین حاشیه نشینان این هسته ها را توسعه داد.

باید به هر طریق   ممکن از بازتولید چرخه ی استبداد و شورش های کور جلوگیری نمود.

 

زنده باد ایران و مردم ایران

زنده باد یکپارچگی و وحدت ملی ایران

گروه وحدت ملی ایرانیان اروپا

 

سیاست فشار حداکثری آمریکا علیه جمهوری اسلامی تهران را خطرناک کرده است.

راهبرد فشار حداکثری آمریکا، جمهوری اسلامی را تضعیف و اقتصاد آنرا فلج کرده است اما باعث شده این کشور خطرناک تر هم بشود. در واقع آمریکا تهران را مجبور کرده با روش های نامتعارف و نامتقارن که مقابله با آن دشوار میباشد به سیاست آمریکا و عربستان پاسخ بگوید‌‌. Sun Tzu  نویسنده کتاب ۲۵۰۰ ساله “هنر جنگ” حتی در زمان چین باستان از ارزش جنگ های نامتقارن – چگونگی برتری نیروهای کوچکتر مانند پارنیزان ها یا پهبادهای امروزی بر نیروهای بزرگتری مانند ارتشی های مجهز با جت های جنگنده فوق مدرن آگاه بود. او یادآور میشود که برای دشمن باید راه فراری باقی گذاشت و به درستی توصیه می کرد که یک دشمن مایوسی مانند جمهوری اسلامی را به سختی تحت فشار قرار ندهید.جمهوری اسلامی با حمله به بزرگترین تاسیسات نفتی جهان که بازارهای جهانی از ترکیه تا نیویورک را مختل کرد، آسیب پذیری اقتصاد جهانی را اثبات کرد.

دکترین دفاعی تهران دو سال مداوم پیام به غرب میباشد و یاد آوری این نکته که ایران ابزار آسیب زدن به آنها را در اختیار دارد. ایران این پیام را میفرستد که جنگ برای آمریکا میتواند پرهزینه باشد.استراتژی های نظامی ایران جواب داده است.

با کنار کشیدن آمریکا از مداخله در مسائل عراق، جمهوری اسلامی به برترین نیروی بانفوذ خارجی در این کشور تبدیل گردیده است. در ضمن ایران با نیروهای نیابتی خود در سوریه و لبنان نقشی تعیین کننده در سیاست این کشورها ایفا می نماید و کشورهایی مانند عربستان، امارات و اسرائیل را تهدید مینماید.کشور اسرائیل همیشه نگران استراتژی دفاعی و نظامی ایران در منطقه میباشد، همانطور که آخرین اشپیگل آلمان درج نموده ایران به یک قدرت هرمونیک منطقه ای تبدیل گردیده و سیاست خارجی آن در دست سپاه پاسداران و قاسم سلیمانی میباشد و نه دولت آقای روحانی و برای غرب و آمریکا مطلوبتر است که مذاکرات سازنده ای با ایران داشته باشند تا صلح جهانی بخطر نیفتد.در اینجا گروه وحدت ملی ایرانیان اروپا به ملت ایران این پیام را می دهد که برای تحولات بنیادی قائم به ذات خود باشند و بدون وابستگی خارجی به شیوه های نافرمانی مدنی و استراتژی مبارزه مردمی ادامه دهند زیرا جمهوری اسلامی از درون پوسیده ولی در منطقه بسیار قوی میباشد.

زنده باد ایران و مردم ایران

زنده باد یکپارچگی و وحدت ملی ایران

مدیر سیاسی و پژوهشگر روابط بین الملل دکتر فریبرز صارمی هامبورگ