مبارزات شاخه های درون مرزی

مبارزات شاخه های درون مرزی

به: مدیریت محترم گروه وحدت ملی ایرانیان اروپا مرکزیت هامبورگ

موضوع: بیلان کاری گروه درون مرزی

احتراماً خلاصه بیلان کاری گروه های درون مرزی گروه وحدت ملی ایرانیان اروپا به تفکیک استان و شهرستان‌ها به شرح ذیل اعلام می گردد.

  • استان فارس

چاپ و توزیع ۳ هزار برگ اطلاعیه صادره از مرکزیت هامبورگ در شهرهای شیراز، فسا، نیریز و کازرون

  • استان خوزستان

اهواز – تعداد ۲ هزار برگ اطلاعیه های ابلاغی از  مرکزیت هامبورگ ۵۰ مورد شعار نویسی با اسپری و ماژیک چسباندن بیش از ۱۰۰۰ تراکت در سطح شهر و اقدام به شعار دادن شبانه در محله های پرجمعیت

مسجد سلیمان، آبادان، شوشتر، شوش، هفت تپه، خرمشهر و ایذه – فعالیت های چاپ و توزیع اطلاعیه ها و شعار نویسی در سطح شهر های ذکر شده و همچنین روستاهای بین راهی

  • استان لرستان

تشکیل هسته جدید مقاومت در شهرستان های خرم آباد، کوهدشت و بروجرد و توزیع یک هزار برگ اطلاعیه ها و شعارهای انقلابی

توضیح اینکه هسته‌های مقاومت درون شهری یک مورد درگیری با نیروهای بسیج داشته اند که منجر به مصدومیت یک نیروی بسیجی گردیده است. یارگیری از نیروهای مستعدِ همکاری، همچنان ادامه دارد و گروه های خودجوش مقاومت در حال شکل‌گیری می‌باشند.

 

با تقدیم احترام سرشاخه مقاومت درون مرزی

ایران –  ۰۲ ژانویه ۲۰۲۱

تحلیل کمپین نه به جمهوری اسلامی

تحلیل کمپین نه به جمهوری اسلامی

انجام هر گونه مذاکره ایالات متحده آمریکا .با جمهوری اسلامی به معنای بقای این رژیم خونخوار و متشنج کننده فضای امنیت منطقه می باشد چرا که سود مذاکره بیشتر این است که تحریم های علیه جمهوری اسلامی ضعیف تر شوند و همچنین روابط مالی و اقتصادی ایران با دنیا آزاد تر شود و چه بسا ایران دست از جنگ افروزی و تولید موشک برندارد و با توسعه تروریسم و یا اصطلاحاً هلال شیعه در منطقه راه را در پیش بگیرد. معنای دیگر مذاکره با جمهوری اسلامی، ادامه نقض حقوق بشر و بی عدالتی ها و سلب بیشتر آزادی های اجتماعی و سیاسی در ایران می باشد.

از طرف دیگر اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی، کل خاورمیانه و چه‌بسا کشورهای اطراف آن را تحت تاثیر منفی خود قرار داده و ضررهای زیادی به کشورهای عربی و همچنین اسرائیل وارد خواهد کرد. اما بهتر این است که راه سومی در قبال جمهوری اسلامی ایران وجود داشته باشد، یعنی به وجود آمدن یک اجماع جهانی و پشتیبانی قوی سیاسی از نیروهای آزادی خواه،  به ویژه نیروهای ملی گرا و میهن پرست که دارای سیاست مستقل و عدم وابستگی بوده اند. با حمایت همه جانبه اقتصادی، سیاسی و تسلیحاتی، این نیروها تبدیل به یک تشکیلات فراگیر شده و موجبات به وجود آمدن یک شورای رهبری و همچنین همبستگی و یکپارچگی ملی را برای گذار از جمهوری اسلامی فراهم آورند تا در این صورت نظام ایده آل سکولار دموکرات پارلمانی بر کشور برقرارشود. به جای اینکه هر روز طوماری نگارش و امضاهای شخصیت ها بر پای آن نقش بندد.

اخیرا هم از طرف ۶۴۰ شخصیت سیاسی و مدنی، کمپین #نه_به_جمهوری_اسلامی در سراسر فضای مجازی تشکیل شده و خوشبختانه روزانه، ایرانیان خواهان آزادی به این کمپین اضافه می شوند.

گروه وحدت ملی ایرانیان اروپا امیدوار است که این حرکت و این بیانیه ی امضا شده، یک حرکت اساسی باشد نه نمادین و کلیشه ای تا به‌زودی رهبران و مدیران تشکیلات مبارزین و سازماندهی نیروهای درون و برون مرزی انتخاب شوند. این گروه امید دارد تا این کمپین، صرفا جنبه اهرم فشار بر جمهوری اسلامی ایران نداشته باشد تا آمریکا بتواند امتیازهای بیشتری از جمهوری اسلامی در مذاکرات بگیرد. چرا که کاخ سفید از زبان آقای جک سالیوان، مشاور امنیت ملی، اعلام کرده است که دیپلماسی غیر مستقیم با ایران را پیش می بریم.

در ظاهر، ایجاد این کمپین اقدام خوبی است اما کافی نیست. در کنار این اقدام می بایست تشکیلات فراگیر ملی به وجود آید تا در نتیجه آن، شبکه های درون مرزی برای وصل کردن شاخه ها به همدیگر و تبدیل اعتراضات صنفی به اعتراضات سیاسی و مردمی اقدام نماید. این چنین، شهروندان ایران زمین بعد از گذشت مدتها، شاهد تغییرات ریشه ای و اساسی گسترده ای در نظام سیاسی کشور خواهند بود و به صورت واقعی آزادی های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی را درک خواهند نمود. پاینده باد ایران و ایرانی

شورایعالی گروه وحدت ملی ایرانیان اروپا، دکتر فریبرز صارمی  هامبورگ -١۶ مارس ۲۰۲۱

اولین اجلاس ماهانه گروه وحدت ملی

اولین اجلاس ماهانه گروه وحدت ملی

 

هم میهنان، دوستان و یاران گرامیِ گروه وحدت ملی ایرانیان اروپا

از آنجا که همایش های بزرگ گروه وحدت ملی به خاطر ویروس کووید ۱۹ در حال حاضر میسر نمی باشد، اولین جلسه ماهیانه با تعداد محدودی از دوستان را برگزار می نماییم. اولین اجلاس گروه وحدت ملی در روز شنبه ۱۳ فوریه ۲۰۲۱ راس ساعت ۱۵ می باشد و این بار کلیه سخنرانان از کشور آلمان می باشند. لذا از آن دوستان گرامی دعوت به عمل می آید که در این اجلاس شرکت و ما را سرافراز نمایند.

  • خیر مقدم و پیشگفتار توسط دکتر فریبرز صارمی پژوهشگر روابط بین الملل و مدیر سیاسی گروه وحدت ملی ایرانیان اروپا در مورد “روند فروپاشی”
  • سخنان بانو مینا ایمانقلی زاده دبیرکل سازمان یگانگی ملی ایرانیان با موضوع “۲۲ بهمن انقلاب شکوهمند یا فاجعه ملی؟”
  • سخنان جناب دکتر نادر زاهدی عضو شورای مرکزی حزب مشروطه ایران (لیبرال دموکرات) در رابطه با “انتخابات نمایشی ریاست جمهوری ۱۴۰۰ جمهوری اسلامی”
  • سخنرانی جناب امیر بیگلر با موضوع “اسلام سیاسی و سکولاریسم”
  • بیانات جناب مهندس محمد حسن حسن زاده مهرآبادی فعال حقوق بشر و از هموندان گروه وحدت ملی در مورد “آگاهی پیش نیاز برابری و آزادی است.”
  • بیانات بانو شادی آریا وند از هموندان گروه وحدت ملی در رابطه با مبارزات ۴۲ ساله زنان ایران برای کسب آزادی و مساوات

مکان:

Kunst Klinik kulturzentrum Martini str. 44 A,

20251 Hamburg –Eppendorf

چرایی تحریم انتخابات ۱۴۰۰

چرایی تحریم انتخابات ۱۴۰۰

انتخاب یعنی برخورداری از این فرصت و امکان که آدمی از میانِ چند یا دست‌کم دو پیشنهاد ، یکی را آزادانه انتخاب کند. بر این پایه، موضوع کانونی در هر انتخابی این است که پیشنهاد ‌ها تا چه اندازه واقعی هستند، تصمیم‌گیری به سود یک گزینه تا چه اندازه آزادانه صورت می‌گیرد و این تصمیم‌گیری تا چه اندازه بر امرِ برگزیده تاثیر می‌گذارد ؟

فلسفه ی دموکراسى چیست؟

دموکراسى یعنى شما به مخالفان خود این آزادى را بدهید که آنها هم رقابت کنند و قدرت را به دست گیرند. تعریف دموکراسى این نیست که کسى با رأى مردم به قدرت برسد؛ بلکه دموکراسى واقعى آن است که با رأى مردم از قدرت کنار رود؛ یعنى اقلیت بتواند به اکثریت تبدیل شود. اگر این رقابت و حق انتخاب مردم نباشد، بقیه‏اش تعارف و ظواهر است. در ایران سالهاست که به ظاهر، دموکراسى داریم؛ اما هیچ گاه کارکرد واقعى خود را نداشته و به همین دلیل است که ما به یک کشور مدرن و کارآمد تبدیل نشده‏ایم. البته دموکراسى انتخاب یک سیستم ایده‏آل و آرمانى نیست. به قول چرچیل: «دموکراسى سیستم خیلى بدى است؛ ولى سیستم‏هاى دیگر از این بدتر است». امروزه در اکثر کشورهای در حال توسعه و یا کمتر توسعه یافته مشارکت های سیاسى مثل حضور در انتخابات حدودا بین ۴۰ تا ۶۰ درصد است و گاهى مشارکت‏ها در سطح شوراهاى ایالتی یا شهری خیلى بیشتر از سطح ملى مى‏شود؛ چون این حالت پیش آمده است که سیاستمداران از مردم بریده و به دنبال منافع خود هستند.

آیا وجود اپوزیسیون یا بَدیل ‌سیاسی (جناح مخالف) ضرورت دارد؟

دو اعتقاد و تجربه‌ بنیادین، بر ضرورت وجودی اپوزیسیون استدلال می کند. نخست اینکه دموکراسی، پویایی واقعی و یا بقای خود را از منازعات سیاسی و اجتماعی کسب می‌کند و دوم اینکه  انحصار قدرت، تأثیری فاسد کننده دارد و باید از روی تدبیر در کنترل قدرت با این خطر ، مقابله کرد.

رویکرد به فساد، بیشتر تهدید کننده‌ی کسانی است که قدرت را در اختیار دارند و اپوزیسیون نیرویی است که می‌بایست با این خطر مقابله کند. از طریق نهادینه کردن اپوزیسیون می‌بایست آزادی را تضمین کرد و این کار هنگامی میسر است که طبیعت فسادپذیر انسان و بویژه قدرتمداران به یاری وزنه‌ای سیاسی مهار گردد، تا بدینسان آزادی به استبداد یا هرج و مرج منجر نگردد. اما جناح های ایران کدامند؟ اصولگرا ، اصلاح طلب ، روحانیون مبارز و … بر این پایه، در یک نظام دمکراتیک، در کنار دولت برگزیده‌ی مردم، اپوزیسیون دومین بازوی محرک سیاسی به شمار می‌آید و مانع آن است که حزب یا نیروی حاکم، هویت خود را با هویت حکومت یکی بداند و سیاست گذاری‌های خود را بطور مطلق معتبر اعلام کند.

اما در ایران، ساختار حقوقی جمهوری اسلامی به ترتیبی تنظیم شد که مطابق با قانون اساسی، همه مقام‌های حکومتی به صورت مستقیم یا غیرمستقیم با رأی مردم انتخاب شوند. سیستم حکومتی با شعار استقلال آزادی جمهوری اسلامی مدعی اجرای دموکراسی شدند. از آنجایی که نویسندگان پیش‌نویس قانون اساسی، عموماً از تحصیل‌کرده های کشور فرانسه و متأثر از سنت حقوقی آن کشور بودند، برای نظارت بر انطباق قوانین با قانون اساسی، نهادی مشابه شورای قانون اساسی فرانسه تأسیس کرده و آن را “شورای نگهبان قانون اساسی” نامیدند. این عنوان در مجلس خبرگان قانون اساسی، به شورای نگهبان تغییر کرد و در متن کنونی قانون اساسی نیز هیچ‌کجا تحت عنوان شورای نگهبان قانون اساسی از آن یاد نشده‌ است. با این حال هم‌چنان برخی از رسانه‌ها از عنوان شورای نگهبان قانون اساسی برای این نهاد یاد می‌کنند.

با ارجاع به اصول قانون اساسی فعلی که تائید اصلاحیه آن هم جای بسی شبهه و ایراد دارد، عملا انتخابات ایران توسط یک مقام هدایت و اجرا می شود و آن هم ولایت مطلقه ی فقیه است. در اصل اینطور باید گفت که طبق اصول ۶۰ ، ۹۱ ، ۹۳ ، ۱۰۷ ، ۱۱۰ ، ۱۱۲ و ۱۴۲ قانون اساسی، تمام مقامات و مسئولین قانونگذار، رؤسای قوای مجریه و قضائیه، اعضای شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت و دیگر مقامات لشکری، مستقیم یا غیر مستقیم توسط ولی فقیه انتخاب و انتصاب می شوند !!! با این توضیح نه تنها کلمه ی انتخاب در نظام جمهوری اسلامی معنایی ندارد، بلکه وجود خود مقام ولایت فقیه ناقض اصول اولیه دموکراسی می باشد. مسئله آزادی کاندیداتوری،‌ آنچه که در ایران داریم متاسفانه این است که به شکل بسیار زیادی محدود شده است. یعنی کاندیداها با توجه به فیلتری که شورای نگهبان دارد و آن هم به صورت نظارت استصوابی، یکی از مسائلی است که وقتی مقایسه می‌کنیم با کشورهای دموکراتیک و حتی دموکراسی‌های نوپا در منطقه در کشورهایی که قابل مقایسه با کشور ایران هستند مثل انتخابات اندونزی یا انتخابات ترکیه، مشاهده می شود که ایران به دلیل همین مسئله نظارت استصوابی، بسیار جایگاه پایینی دارد.

لذا با اندکی تأمل، منطق و برهان، نتیجه گیری می شود، نمایشی که در نظام جمهوری اسلامی از آن به عنوان انتخابات یاد می شود، چیزی نیست جز فریب و به سخره گرفتن مردم ایران. بنابراین به دلیل اینکه عملا مردم ایران، مطابق تعاریف اصولی انتخابات آزاد، گزینه ی صحیحی برای انتخاب ندارند، راهی به جز تحریم سراسری این نمایش از پیش تعیین شده باقی نخواهد ماند. مطمئنا با برپایی انتخابات نمایشی ریاست جمهوری و تکرار بازی های قدیمی شده ی سیاسی در خرداد ماه سال جاری، با یکپارچگی و همدلی مجدد مردم ایران، یکبار جوامع جهانی شاهد نافرمانی عمومی و تحریم گسترده ی این نوع انتخابات در ایران خواهند بود. امید به آزادی کشور و مردم ایران از هر نوع استبداد و خودکامگی

 

گروه وحدت ملی ایرانیان اروپا

محمدحسن حسن زاده مهرآبادی

چالش های پیش روی جهان در سال ۲۰۲۱

چالش های پیش روی جهان در سال ۲۰۲۱

(بخش مطالعات استراتژیک گروه وحدت ملّی)

 

تداوم همه گیری تا زوال دموکراسی

سال ۲۰۲۰ سهم در خور توجهی از تحولات مهم و جنجالی در تاریخ معاصر را داشت و انتظار این است که برای سال ۲۰۲۱ نیز این گونه باشد و حتی شاهد برخی اخبار و تحولات شگفت انگیزتر هم باشیم. یک سال پیش تعداد کمی از کارشناسان نسبت به یک همه گیری قریب الوقوع هشدار می دادند، شاید یک سال دیگر در همین روزها همه تحلیلگران درباره پیش پرداخت های کمرشکن بدهی ها در اقتصادهای در حال ظهور یا یک حمله تروریستی گسترده تر از حملات ۱۱ سپتامبر صحبت کنند یا شاید هم پدیده ای به خبر روز تبدیل شود که امروز چیزی از آن نمی دانیم. اکنون بهتر است درباره موضوعاتی صحبت کنیم که می دانیم در سال آینده رخ خواهند داد. شورای روابط خارجی آمریکا در آخرین روزهای سال ۲۰۲۰ به چند موضوع مهم پرداخته که می تواند بیشترین اثر گذاری را در تحولات سال ۲۰۲۰ داشته باشد.

ادامه همه گیری کرونا

ویروس کرونا در سال ۲۰۲۰ دنیا را زیر و رو کرد. تقریبا تمام کشورها دوره های مختلف قرنطینه را تجربه کردند و فعالیت مردم برای مدت ها تعطیل شد تعداد کشته ها در سراسر جهان تاکنون از مرز ۷/۱ میلیون نفر هم گذشته و هر گونه روند بهبود وضعیت اقتصادی احتمالا طولانی، غیرقابل اطمینان و همراه با ریسک خواهد بود. شاید جهان هرگز به حالت عادی قبل از همه گیری بازنگردد خبر خوب این است که تاکنون دو واکسن بسیار مؤثر مورد تأیید قرار گرفته اند و واکسن های دیگری نیز در راه هستند. اما توزیع واکسن ها به صورت گسترده، کارآمد و عادلانه ماهها به طول خواهد انجامید و چالش های مهم لجستیکی ایجاد خواهد کرد و در این میان اقدامات غلط تقریبا اجتناب ناپذیر است. اموضوع واکسن می تواند بین آن دسته از کشورهایی که دسترسی به واکسن دارند و آنهایی که هنوز چنین امکانی ندارند، شکاف ها و تنش هایی ایجاد کند. انتظارات زیادی از «کواکس» (اتحاد بین المللی برای تولید و ارسال واکسن) وجود دارد. اما اگر کشورها واکسن های اضافی خود را ذخیره کنند یا از واکسن هایی که در اختیار دارند بی خردانه استفاده کنند، مشکل ایجاد خواهد شد هند و آفریقای جنوبی به دلایلی که احتمالا به منابع انسانی با منافع تجاری ارتباط داشته باشد، تلاش می کنند تا مانع از ایجاد مالکیت معنوی برای واکسن ویروس کرونا و دیگر داروهای مرتبط با این بیماری شوند. در این میان منتقدان نگران هستند که چنین اقدامی ممکن است انگیزه های کشف واکسن ها و درمان های دیگر در آینده را کاهش دهد. در همین حال، سؤالاتی درباره مدت ماندگاری مصونیت از ابتلا به ویروس کرونا با زمان پایان واکسیناسیون همچنان باقی مانده است. آیا ممکن است شخصی که واکسینه شده است، ویروس را در بدنش نگهداری کند و سپس دیگران را آلوده کند یا خیر و اینکه آیا ویروس باز هم می تواند جهش پیدا کند یا خیر؟ در نتیجه، اقداماتی مانند استفاده از ماسک، فاصله گذاری اجتماعی، آزمایش و ردیابی تماس ها همچنان نقش اصلی را در مبارزه با شیوع ویروس کرونا در تمام روزهای سال ۲۰۲۱ و حتی شاید بعد از آن ایفا خواهد کرد.

آغاز ریاست جمهوری بایدن

مراقب آنچه می خواهید، باشید، ممکن است با آغاز ریاست جمهوری «جو بایدن» به عنوان چهل و ششمین رئیس جمهور امریکا افراد خوش بین چنین جمله ای را به اطرافیان خود بگویند. بایدن یک سیاست خارجی آشفته و پرونده هایی بی شمار از اقداماتی که بلافاصله باید انجام دهد از «دونالد ترامپ» رئیس جمهوری کنونی ایالات متحده به ارث می برد. در کنار این چالش ها مجموعه ای از مشکلات و چالش ها در داخل و تبعات همه گیری کرونا را هم باید اضافه کرد. به این ترتیب نباید در ابتدا چندان هم خوش بین باشیم، بایدن میخواهد با تجدید نظر درباره توافق نامه آب و هوایی پاریس و بازگشت به سازمان بهداشت جهانی به سرعت به سمت تغییر سیاست دونالد ترامپ حرکت کنده ابایدن همزمان با رایزنی درباره اعضای دولت خود و پیشرفت هایی که در این زمینه ایجاد شده امیدوار است قبل از آغاز رسمی کار خود در بیستم ژانویه ۲۰۱۲، جو ملتهب میان ایالات متحده و چین را تا حدی تلطیف کند تا شرایط برای پایان دادن به جنگ تجاری مهیا شود. با این حال تمام تحولات ممکن است آن گونه که بایدن می خواهد پیش نرود. بایدن در روزهای ابتدایی حضور خود در کاخ اسفید باید موضع خود در قبال پرونده هسته ای ایران، آزمایش های احتمالی موشکی با هسته ای کره شمالی و هک گسترده در سیستم های دولتی و شرکت های آمریکایی از سوی هکرهای مرتبط با حکومت روسیه را مشخص کند. سیاست های سخت گیرانه ترامپ در چهار سال اخیر برخی اهرم های فشار را در اختیار پایین قرار می دهد ایایدن برای اینکه میدان مانور بیشتری داشته باشد باید امیدوار باشد تا دموکرات ها در انتخابات دور دوم ستا در ایالت جورجیا به پیروزی پرسند که با توجه به سابقه این ایالت و نظرسنجی ها، حداقل یک کرسی را رقبای جمهوری خواه کسب خواهند کرد و در این صورت اکثریت مجلس سنا همچنان در دست جمهوری خواهان قرار خواهد داشت. در صورت پیروزی حداقل یک جمهوری خواه در انتخابات ششم ژانویه در جورجیا، بایدن اولین رئیس جمهور از زمان جورج بوش پدر و اولین رئیس جمهور دموکرات از زمان «گروور کلیولند» خواهد بود که در حالی وارد کاخ سفید می شود که حزب او کنترل هر دو مجلس کنگره را در دست ندارد. در مجموع می توان گفت بایدن در موقعیتی غیرقابل حسادت نشسته است: انتظارات زیادی از او می رود در حالی که توانایی هایش محدود است.

چالش چین

عدم ارائه اطلاعات دقیق درباره چین و در ابهام نگه داشتن جهان از آنچه در درون این کشور می گذرد شعار مهم «دنگ شیائوپینگ» رهبر پیشین چین در حوزه سیاست خارجی بود. «شی جینپینگ» رئیس جمهوری فعلی، کم و بیش همین رویکرد را در پیش گرفته است. چین در سال ۲۰۲۰ در حوزه سیاست خارجی بی پرواتر و ماجراجوتر شد. پس از آنکه استرالیا خواستار تحقیق مستقل درباره ریشه ویروس کرونا و منشا احتمالی آزمایشگاهی آن شد، چین تهدید کرد که سیاست مجازات اقتصادی استرالیا را در پیش خواهد گرفت، با تحریک هند باعث بروز درگیری نظامی با این کشور در مناطق مرزی جنوب غربی خود شد، پیمان امنیت ملی در هنگ کنگ را نقض کرد و به سرکوب دموکراسی خواهان در این منطقه پرداخت و بارها به تهدید تایوان پرداخت تا مانع از تقویت روابط این کشور با ایالات متحده شود. واکنش های جهانی به این تحولات همراه با نگرانی بود. روشن است که چین به دنبال سلطه و نفوذ بیشتر بر سیاست های جهانی است. اکنون سؤال این است که آیا چین این نگرانی ها را درک می کند و یک مسیر همکاری با جامعه بین الملل ترسیم می کند؛ به خصوص اکنون که با رئیس جمهور جدیدی در ایالات متحده رو به رو خواهد شد. بایدن وعده مقابله با افزایش نفوذ و سلطه چین را داده است. اقتصاد چین نسبت به دیگر کشورهای جهان بهتر توانست بحران کرونا را مدیریت کند و انتظار می رود رشد اقتصادی این کشور در سال ۲۰۲۱ ادامه یابد به نظر می رسد چین به این نتیجه رسیده که در رقابت خود با غرب برنده است. بنابراین چین به جای جدی گرفتن هشدارها از اسوی مقامات آمریکایی برای جداسازی دو اقتصاد اول جهان، گام های جدا شدن از غرب را با شرایط و خواسته های خود می پیماید. به قول معروف، هرگز اسب برنده را عوض نکنید. بنابراین باید انتظار داشته باشیم در ماه های آینده تنش ها و رقابت های احتمالی میان دو طرف بیش از گذشته افزایش یابد.

 

زوال دموکراسی

دموکراسی در معرض تهدید است. بنیاد «فریدم هاوس» گزارش داده که حقوق سیاسی و آزادی های مدنی، امسال و برای چهاردهمین سال متوالی در سراسر جهان افت کرده است، رهبران پوپولیست در کشورهایی مانند برزیل، مجارستان، فیلیپین، لهستان و ترکیه طیف وسیعی از سیاست ها را تصویب کرده اند که موجب تضعیف نهادهای دموکراتیک این کشورها شده است. پکن با تحمیل و اجرای قانون جدید امنیتی که مانع از هر گونه اعتراض می شود، جنبش دموکراسی خواهی در هنگ کنگ را سخت تحت فشار قرار داده است. شورای قانون گذاری به عنوان هیئت حاکمه اهنگ کنگ، قرار است در سال ۲۰۲۱ انتخابات برگزار کنند، اما دیگر هیچ قانون گذار طرفدار دموکراسی در این انتخابات حضور ندارد. برخی از نقاط روشن هم هنوز در جهان وجود دارد. بعد از ادعای پیروزی الکساندر لوکاشنکو» رئیس جمهوری بلاروس در انتخابات جنجالی این کشور در ماه آگوست، بلاروسی ها به خیابان ها ریختند. در روزهای پایانی سال، گمانه زنی ها مبنی بر کاهش حمایت نیروهای امنیتی از لوکاشنکو منتشر شد و این خبر خوبی برای حامیان دموکراسی خواهد بود. جو بایدن، رئیس جمهور آتی آمریکا، قول داده است که احترام به ارزش های دموکراتیک را در صدر برنامه های خود قرار دهد و بر همین اساس می خواهد میزبانی یک اجلاس جهانی برای احیای دموکراسی با هدف تجدید روح و هدف مشترک ملت های جهان آزاد برگزار کند. اما مسئله این است که ایالات متحده ممکن است دیگر بهترین پیام رسان برای دموکراسی در جهان نباشد. حملات طولانی مدت و مداوم ترامپ به مخالفان و رسانه ها، همراه با امتناع او از به رسمیت شناختن پیروزی بایدن، ادعاهای دروغش درباره تقلب گسترده در انتخابات، تلاش برای ترغیب مقامات ایالتی برای لغو انتخابات و امتناع اکثر مقام های برجسته حزب جمهوری خواه از انتقاد از رفتار او، نشان میدهد که هنجارهای دموکراتیک در قدیمی ترین دموکراسی جهان فرسایش یافته است. وقتی بایدن خواستار احیای مجدد ارزش های دموکراتیک در سراسر جهان شده، ممکن است این پاسخ را بشنود: «اگر می توانی اول کشورت را شفا بده».

 

بخش مطالعات استراتژیک گروه وحدت ملّی ایرانیان اروپا

دکتر فریبرز صارمی  ۰۶  ژانویه ۲۰۲۱

آقای خاتمی زمان این نوع فراخوانها گذشته است.

گروه وحدت ملی ایرانیان در اروپا

 

محمد خاتمی رییس جمهور پیشین ایران در 19 ژوییه 2019 در دیدار با اعضای شورای مرکزی حزب پیشرو اصلاحا ت از اصلاح طلبان  خواست از تحریم انتخابات دوری کنند.

منظور خاتمی انتخابات دوره یازدهم مجلس شورای اسلامی در اسفند ماه 1398 می باشد .

خاتمی و امثال خاتمی نگران تحریم انتخابات از سوی ملت ایران بویژه  جوانان پیشرو ایران  می باشند .

خاتمی با ورود زود هنگام خود به بحث انتخابات، در صدد مشارکت مردم در انتخابات می باشد. اصلاح طلبان جوان و هشیار نشان داده اند که نگاهی متفاوت به اوضاع ایران دارند.

آقای آرمان امیری که یکی از کنشگران جوان اصلاح طلب است اعتقاد دارد خطر اصلی، خطر وقوع جنگ و تحریمهای کمرشکن امریکا نیست بلکه حاکمان  فاسد کنونی ایران و سیاستهای آنان بویژه سیاستهای ماجراجویانه آنان در منطقه خطر اصلی می باشد.

آرمان فوری می گوید خطر بقای حاکمانی می باشد که بصورت مداوم ایران ما را در معرض جنگ و تحریم و تهدید قرار می دهد .

سیاستهای این حاکمان با ترورهای فرامرزی  ماجراجویهای هسته ای، موشک بازیهای مخفیانه و جنگهای نیابتی ایران را در شرایط ابر بحران قرار داده است.

گروه وحدت ملی ایرانیان اروپا و شاخه های آن این انتخابات فرمایشی را تحریم می نماید و از ملت ایران بویژه جوانان پاک کشور می خواهد که خود را برای یک استراتژی مبارزه مردمی در راه فروپاشی جمهوری اسلامی آماده نمایند.

زمان دیگر شرکت در انتخابات این نظام تام گرا نمی باشد بلکه سازماندهی هر چه بیشتردرون مرزی از هر گرایشی و سلیقه ای در یک قیام ملی و مردمی عبور از نظام حاکم بمنظور دوباره بوجود آوردن ایرانی آزاد، آباد، مقتدر و مستقل.

 

برای نجات و رهایی ایران به گروه وحدت ملی ایرانیان اروپا بپیوندید

زنده باد ایران و مردم ایران

زنده باد یکپارچگی و وحدت ملی ایران

 

دکتر فرریبرز صارمی مدیر سیاسی گروه وحدت ملی

دکتر مریم ترابی مسئول شاخه دانمارک

دکتر رضا زمانی مسئول سیاسی و تشکیلاتی شاخه دانمارک

مهندس نوشین ایراندوست مسیول شاخه کلن-آلمان

در مورد احتمال حمله محدود نظامی امریکا به ایران

نظر اجمالی گروه وحدت ملی ایرانیان اروپا-مرکزیت هامبورگ
 در مورد احتمال حمله محدود نظامی امریکا به ایران
بقلم:دکتر فریبرز صارمی پژوهشگر روابط بین الملل
و عضو کمیته سیاست خارجی و امنیتی حزب حاکم CDU آلمان-هامبورک

 

صحبتهایی می شود که اگر امریکا علیه ایران وارد عملیات نطامی شود بسیار محدود خواهد بود.

امریکا برای راضی نمودن اسرائیل و آنکه توازن قوا در منطقه بنفع اسرائیل باشد احتمال دارد مراکز اتمی ایران را هدف قرار دهد بدون آنکه نیرویی وارد ایران نماید.

آنچه روی خواهد داد از همه اینها فاجعه بارتر خواهد بود. این فاجعه با زدن مراکز اتمی ایران با موشک از راه دور، با هواپیماهای مافوق مدرن و مافوق صوت خواهد بود. این حمله باعث خواهد گردید اورانیوم و ذرات اتمی در بخشهای بزرگی از ایران پخش گردد.

خانم سوزان رایس نماینده پیشین امریکا در سازمان ملل متحد گفت اگر صحبت ترامپ را باور کنیم تنها 10 دقیقه با آغاز حمله نظامی به ایران فاصله داشتیم. از نظر گروه وحدت ملی مرکزیت هامبورگ و شاخه های آن این نوع عملیات فقط باعث خواهد شد که عمر حکومت اسلامی به درازا کشد و عوارض سلامتی برای ملت در بند خواهد داشت و این نشان می دهد که آمریکا دارای استراتژی منطقی و مشخصی در رابطه با ایران نیست.

 

 

پیشنهاد گروه وحدت ملی ایرانیان اروپا به آمریکا و هم پیمانان آن در منطقه آن می باشد که بجای عملیات محدود نظامی به اپوزوسیون ملی و خوشنام ایران در داخل و خارج ایران کمک نمایند تا آنها با بوجود آوردن کمیته رهبری تشکیلات فراگیر ملی بویژه در داخل کشور و سازماندهی اقشار مختلف جامعه در داخل بتوانند نظام بسیار تضیف شده جمهوری اسلامی را واژگون و در راه سربلندی، سعادت و خوشبختی ایران و ایرانیان قدمهای استواری بردارند.

گروه وحدت ملی ایرانیان دست همه پیکارجویان را برای یک استراتژی ملی جهت جایگزینی جمهوری اسلامی می فشارد.

 

 

زنده باد ایران و مردم ایران

زنده باد یکپارچگی و وحدت ملی ایران

گروه وحدت ملی ایرانیان-اروپا

جنگ نمی‌شود، مذاکره نمی‌شود

بخش استراتژیک گروه وحدت ملی
ایرانیان اروپا – مرکزیت هامبورگ

۱) بعد از تصویب برجام، فروش نفت ایران به مقدار قبلیِ خود یعنی به حدود دو و نیم میلیون بشکه در روز رسیده بود ولی با خروج آمریکا از برجام و شروع مرحله‌ی جدیدی از تحریم‌ها، دولت مجبور شد، بودجه سال ۹۸ را بر مبنای فروش یک و نیم میلیون بشکه تنظیم کند.

هر چند دولت به خاطر شرایط پیش‌آمده مدتی است، آمارهای واقعی در باره‌ی صادرات نفت را اعلام نمی‌کند ولی به نظر می‌رسد در حال حاضر فروش نفتِ ایران به حدود ۵۰۰ هزار بشکه در روز رسیده و در ماه‌های آینده به ۳۰۰ هزار بشکه کاهش پیدا کند. در نظر داشته باشید که عربستان با یک سوم جمعیتِ ایران، روزانه افزون بر ده میلیون بشکه نفت صادر می‌کند.

تردیدی نیست که به خاطر تحریم‌ها و رکود اقتصادیِ ایجاد شده، درآمدِ دولت از وصول مالیات‌ها و دیگر درآمدهای دولت نیز محقق نمی‌شود.

 

۲) دولت روحانی مدتی‌ست به علت کسری بودجه، به ناچار حقوق کارمندان و یارانه‌ها را از طریق چاپ بدون پشتوانه‌ی پول تأمین می‌کند. نتیجه‌ی این کار افزایش نقدینگی و تورم و کم ارزش شدن واحد پولِ ملی و گرانیِ کالاهاست. با ادامه‌ی این روند، قیمت دلار در ماه‌های آینده به سی هزار تومان یا بیشتر و قیمت کالاها به دو تا سه برابر قیمت‌های فعلی خواهد رسید.

 

۳) با این حساب قیام توده‌ها علیه حکومت در اعتراض به وضع موجود، حتمی و اجتناب ناپذیر است.

می‌توان انتظار داشت که تابستان ۹۸ تابستانی داغ و پرحرارت باشد.

 

۴) حمله به ایران در دستور کار آمریکا نیست.

اگر شما یک دشمن داشته باشید و دشمن‌تان را ببینید در راهی که می‌رود چاهی وجود دارد و به زودی درون آن چاه سقوط می‌کند، آیا شما حاضرید قبل از افتادنِ او به چاه، سرِ راهش را بگیرید و یک چاقو در شکم او فرو کنید؟

اگر این کار را بکنید هم جلوی افتادن او را در چاه می‌گیرید و هم خودتان را دچار دردسر و آسیب می‌کنید. صبر می‌کنید تا دشمنِ شما جلوی چشمان شما به درون چاه سقوط کند.

 

۵) به عقیده‌ی من لشگرکشی آمریکا به قصد جنگ نیست. آمریکا هیچ علاقه و هیچ انگیزه‌ای برای جنگ با ایران ندارد. مضافاً بر اینکه افکار عمومی ملتِ آمریکا و دیگر ملت‌ها و بسیاری از دولت‌ها برای حمله‌ی آمریکا به ایران به اقناع کافی نرسیده است.

 

منظور آمریکا از این لشگرکشی سه چیز است.

 

اول، به استناد ضرب‌المثل معروفی که می‌گوید، “دیگی که برای ما نجوشد، پس کله‌ی سگ در آن بجوشد.”

 

 

مسئولین جمهوری اسلامی چنانچه در روزهای پایانیِ حکومتِ خویش تصمیم بگیرند برای یافتن راه نجات یا به قصد انتقام‌گیری، متحدان آمریکا را در منطقه با موشک‌های خود هدف قرار دهند، در این صورت حضور نظامی آمریکا از یک سو اثر بازدارندگی ایجاد ‌می‌کند و از سوی دیگر در صورت اقدام ایران، آمریکا می‌تواند از کشورهای دوست و هم‌پیمانِ خود دفاع کند.

 

دوم، مسئولین کشور آمریکا در این اندیشه‌اند که در روزها و ماه‌های آینده با شروع اعتراضات مردم علیه حکومت، در صورتی که سپاه پاسداران در رویارویی با مردم دست به کشتار گسترده بزند، حضور نظامیِ آمریکا می‌تواند روندِ سقوط جمهوری اسلامی را تسریع کند.

 

سوم، چنانچه بعد از سقوطِ جمهوری‌اسلامی نیروهای مدعی و جایگزین به توافق نرسند و به جنگ با یکدیگر مبادرت کنند، آمریکا بتواند از طریق دخالت نظامی و سیاسی، در راستای منافعِ خود آرامش را در این منطقه‌ی حساس از جهان برقرار کند.

 

۶) مشاوران ترامپ این روزها به ترامپ آموخته‌اند که از به کار بردن الفاظ تحریک‌کننده بپرهیزد تا روند سقوط جمهوری‌اسلامی با آرامش طی شود و نیروهای آمریکاییِ مستقر در منطقه از هر آسیبی مصون باشند.

 

 

 

 

۷) آمریکا به هیچ‌وجه به دنبال مذاکره نیست و اگر از مذاکره سخن می‌گوید، می‌خواهد زمان بخرد تا پروسه‌ی متلاشی شدن اقتصاد ایران و سقوط جمهوری‌اسلامی مطابق برنامه پیش برود.

 

بخش استراتژیک گروه وحدت ملی

ایرانیان اروپا – مرکزیت هامبورگ

اجلاس بزرگ پکن؛ خوشبینی‌ها و بدبینی‌ها به “راه جدید ابریشم”

بخش استراتژیک گروه وحدت ملی
ایرانیان اروپا – مرکزیت هامبورگ

 

دومین اجلاس بزرگ “راه جدید ابریشم” در پکن برگزار گردید؛ پروژه‌ای بزرگ که دستکم ۶۵ کشور را در برمی‌گیرد. به خصوص کشورهای غربی همزمان با همکاری در پروژه چین نوعی ملاحظات و بدبینی‌ها هم به آن دارند.

 

اجلاس از تاریج ۲۵ تا 27 آوریل برگزار گردید. از میان ۱۰۰ کشور شرکت کننده، ۳۷ کشور با مقام‌هایی در سطح روسای جمهور و نخست‌وزیر در اجلاس حاضر بودند. اجلاسی در این سطح معمولا فقط در سازمان ملل شکل می‌گیرد، ولی حالا دعوت شی جین پینگ، رئیس جمهور چین، چنین اجلاسی را در خارج از سازمان ملل رقم زده است.

شی جین پینگ در سخنرانی افتتاحیه اجلاس ابایی نکرد که به تشکیل چنین اجلاس کم‌سابقه‌ای در کشورش افتخار کند. او گفت: «امروز ما دوستان از همه جهان گرد هم آمده‌ایم. ما می‌خواهیم که با همه شما به آینده چشم بدوزیم، مشترکا به پیش رویم و “جاده نوین ابریشم” را به مسیر آینده بیاندازیم”.

برای چین این دومین اجلاس در این مقیاس برای توجیه سیاسی پروژه “راه جدید ابریشم” است. اولین اجلاس سال ۲۰۱۷ برگزار شد. حالا ولی این پروژه هسته اصلی سیاست خارجی چین را تشکیل می‌دهد، پروژه ایجاد شبکه‌ای از راه‌های

 

ارتباطی، زیرساخت‌ها، بنادر و مواصلات دیجیتالی میان آسیا، آفریقا، اروپا و آمریکای لاتین.

چین از شش سال پیش طرح‌های مختلفی را در کشورهای مرتبط با راه جدید ابریشم حمایت مالی می‌کند؛ طرح‌هایی برای ایجاد یا توسعه بنادر، راه‌ها، نیروگاه‌ها و شبکه قطارهای سریع‌السیر. شی جین‌پینگ در سخنرانی‌اش با شور و حرارتی تمام سعی کرد این گونه القا کند که این پروژه در خدمت رفاه و سعادت همه کشورهاست: «این جاده‌ای برای رونق مشترک جهانی است. آمار و داده‌ها نشان می‌دهند که پروژه ما نه تنها به توسعه بسیاری از کشورهای جهان کمک می‌کند، بلکه این پروژه به منزله گشایش چین به سوی جهان هم است.»

 

ابرپروژه‌ای جاه‌طلبانه به وسعت جهان

 

ابرپروژه جاه طلبانه یک کمربند، یک راه که از سال ۲۰۱۳ کلید خورده، ۶۵ کشور را در سه قاره آسیا، اروپا و آفریقا در بر می‌گیرد که بالغ بر ۶۲ درصد جمعیت جهان، حدود ۳۹ درصد از مساحت زمین و ۳۰ درصد از تولید ناخالص جهان را شامل می‌شود. با تحقق این طرح قرار است زیرساخت‌های حمل و نقل و ارتباطات در آسیا، آفریقا و اروپا توسعه یابد و کالاهای ساخت چین با سرعت بالاتری به بازارهای هدف اروپایی برسند.

عنوان دیگر این برنامه بلندپروازانه «احیای راه ابریشم» است. با این حال، گستره کشورهای شامل این طرح بسیار بزرگ‌تر از آن راه باستانی است. به همین مقیاس، اهداف طرح نیز بلندمدت‌تر و پیچیده‌تر هستند. بنا بر آمار رسمی دولت چین، سرمایه‌گذاری کلی طرح برابر رقمی حدود هزار میلیارد دلار خواهد بود. بخش

 

اعظم این سرمایه توسط حکومت چین تأمین و صرف ساخت خطوط راه‌آهن، بندر، اسکله، جاده، نیروگاه، مسیر فیبر نوری و مناطق ویژه اقتصادی، هم در خود کشور چین و هم در جنوب شرق آسیا، جنوب آسیا، آسیای مرکزی، روسیه، خاورمیانه، آفریقا، جنوب اروپا و اروپای شرقی خواهد شد. با تکمیل این طرح، بیش از ۶۰ کشور با سهمی عظیم از اقتصاد و جمعیت کل جهان، در مدار اقتصادی عظیمی در هم تنیده و یکپارچه خواهند شد.

اهداف اقتصادی پروژه مشخص‌اند: تسهیل انتقال کالا به بازارهای هدف در اروپا، ایجاد اشتغال برای نیروی کار عظیم این کشور، چه در داخل کشور و چه در ورای مرزها، فروش مازاد تولید فولاد و سیمان و ماشین‌آلات صنعتی. ضمن آنکه برای پکن، صرف ذخایر ارزی در پروژه‌های زیرساختی راهبردی، به‌صرفه‌تر از راه‌حل‌های قدیمی هم چون خرید اوراق قرضه با بهره پایین در بازارهای مالی ایالات متحده است.

 

با آنکه پکن همواره تلاش می‌کند بر سویه اقتصادی طرح کمربند و راه تأکید کند و آن را بازی برد-برد بخواند، دلالت‌های ژئوپلتیک طرح مدت‌ها است که نگرانی رقبای منطقه‌ای و جهانی، ژاپن، هند، اتحادیه اروپا و ایالات متحده را برانگیخته است.

 

استدلال چینی‌ها برای جذب کشورها به پروژه راه جدید ابریشم همیشه مضمون واحدی دارد: «ما با صرف هزینه زیرساخت‌هایی را برای شما می‌سازیم که به آنها نیاز دارید. این پروژه یک بازی برد- برد برای همه طرف‌هاست.»

 

 

 

تا کنون ولی این عمدتا شرکت‌های چینی بوده‌اند که از پروژه راه جدید ابریشم سود برده‌اند. بیش از ۹۰ درصد قراردادهای این پروژه نصیب شرکت‌های یادشده شده است. منتقدان بیم آن دارند که پروژه چینی‌ها نوع جهانی‌گردانی (گلوبالیزاسیون) با مهر و نشان چینی را رقم بزند. از نظر آنها راه جدید ابریشم با هدف شکل‌دهی به نوعی نظم جهانی مطابق با منافع و مصالح چین به پیش می‌رود. گرفتار شدن شماری از کشورها در دام وام‌هایی که چین به توسعه زیرساخت‌های آنها اختصاص می‌دهد یا تاکید چین بر این که در اکثر پروژه‌ها باید کارگران چینی مشارکت داشته باشند نیز از جمله دیگر موضوع‌های انتقاد به پروژه راه جدید ابریشم است.

 

با توجه به محدودیت‌هایی که چین همچنان برای دسترسی به بازارهای صنعتی و مالی خود اعمال می‌کند، بسیاری از کشورهای صنعتی غربی حاضر به مشارکت تام و تمام در پروژه راه جدید ابریشم نیستند. در همین راستا، آلمان، فرانسه، بریتانیا و شماری دیگر از کشورها بیانیه اجلاس اول راه جدید ابریشم در سال ۲۰۱۷ را امضاء نکردند. آنها بیم داشتند که رویه چین و سیاست‌های حمایت‌گرایانه و اقتصاد نسبتا دولتی آن کماکان مانعی برای تدوین و اعمال مقررات تعهد‌آور تجاری، مناقصه‌های منصفانه و شفافیت‌های تجاری باشد.

 

تاثیر تحریم‌ها بر مشارکت ایران

 

در حال حاضر در چارچوب اتحادیه اروپا سیاست واحدی در قبال پروژه راه جدید ابریشم چین وجود ندارد. ایتالیا به عنوان سومین قدرت اقتصادی بزرگ اروپا و از اعضای هفت  کشور بزرگ صنعتی جهان اواخر ماه مارس به این پروژه پیوست، با

 

هدف توسعه بنادری مانند تریست و جنوا یا تسریع و تسهیل صادرات محصولات مرکباتی ایتالیا و گسترش گردشگری در این کشور. فرانسه هم قراردادی ۴۰ میلیارد دلاری همکاری با چین دارد. در آلمان نیز بندر دویسبورگ روز به روز به لنگر ارتباطات تجاری چین و اتحادیه اروپا بدل می‌‌شود. درمجموع ۱۹ کشور اروپایی همکاری‌های متفاوتی را در چارچوب پروژه راه جدید ابریشم با چین به پیش می‌برند. پیش‌بینی می‌شود که در اجلاس جاری در پکن شمار دیگری از کشورهای اروپایی نیز سوار این قطار شوند.

 

عربستان سعودی نیز یکی از طرف‌های قدر پروژه جاده جدید ابریشم است. حتی در پاناما نیز چین در چارچوب همین پروژه مشغول پل‌سازی بر روی کانال پاناما و توسعه متروی پاناماسیتی است.

 

ایران به رغم مناسبات گسترده با چین تقریبا از پروژه راه جدید ابریشم به دور بوده است که این از جمله به وضعیت بحرانی در مناسبات آن با جهان و ملاحظات چین برمی‌گردد.

 

در ابتدا پکن به‌ دنبال آن بود که در مسیر زمینی با عبور از آسیای میانه، ایران، ترکیه و قفقاز به قاره اروپا برسد و در مسیر دریایی هم از طریق ایران به خلیج فارس و شمال آفریقا دست یابد. مسیر دوم به‌ نسبت راه زمینی برای چین مقرون به صرفه‌تر بود. اما مسائلی که در سطح بین المللی برای ایران به‌وجود آمد باعث شد تا چینی‌ها برای تحقق برنامه خود در مقایسه با قبل، نقش کمتری برای ایران قائل شوند، از این رو مسیرهای جایگزینی درنظر گرفته شدند که از طریق  ترکمنستان و

 

خطوط دریایی جمهوری آذربایجان به اروپا برسند، در بعد دریایی هم با حذف ایران، از راه افغانستان و پاکستان به خلیج فارس و شمال آفریقا متصل شوند. هدف چین این است که به این روش از تحریم‌های بین‌المللی که آمریکا علیه ایران وضع می‌کرد، مصون بماند. گرچه امضای برجام و تسهیل در مناسبات بین‌المللی ایران دوباره توجه چینی‌ها را به تمرکز بر روی این کشور به عنوان بخشی از پروژه راه جدید ابریشم برگرداند، ولی تحریم‌های اخیر این نگاه مثبت را دوباره با مشکلاتی مواجه کرده است.

 

به این ترتیب حضور ایران در اجلاس جاری هم شاید تغییری اساسی در نقش و جایگاه این کشور در پروژه راه  جدید ابریشم ایجاد نکند. در اجلاس جاری پکن هیاتی از ایران به سرپرستی حداد عادل، مشاور عالی آیت‌الله خامنه‌ای، شرکت کرده است.

 

 

در تاریخ 29 آوریل 2019 گردهمائی بزرگی با سخنرانی آقای فریدریش مرتز (Friedrich Merz) از متفکرین سیاسی – اقتصادی حزب حاکم آلمان (CDU) در هتل (Elysee) هامبورگ برگزار گردید. آقای Merz  بخوبی و بدرستی سیاست جهانی و دشواریهای موجود در اتحادیه اروپا را رقم زد. ایشان بر اتحاد اروپا، اتحاد میان اروپا و آمریکا، عواقب خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا و خطر ناسیونالیزم در اروپا بیانات مبسوطی ایراد نمود. ایشان در پایان بیانات خود اشاره نمود که تنها همکاذیهای همه جانبه میان آمریکا و اروپا می تواند دتوکراسی و لیبرالیزم در جهان را حفظ نماید زیرا آقای Merz معتقد است که اگر چین نظم نوین جهانی را رهبری کند

 

دموکراسی، لیبرالیزم و آزادیخواهی در جهان ضربه سنگینی می خورد و باعث افول غرب بویژه اتحادیه اروپا خواهد گردید. در گردهمائی مورد نظر دکتر فریبرز صارمی مدیر سیاسی گروه وحدت ملی ایرانیان و عضو کمیته سیاست خارجی و امنیتی حزب حاکم CDU  هامبورگ، آلمان از مدعوین بود و شرکتی فعال داشت.

 

بخش استراتژیک گروه وحدت ملی

ایرانیان اروپا – مرکزیت هامبورگ

جنگ ادامه سیاست از طریق دیگر

وضعیت منطقه ای میان واشنتگتن و تهران بیش از هر زمان جمهوری اسلامی را به جنگ دیگری نزدیکتر کرده. آزمایشهای نطامی سریع و موثر بر جمهوری اسلامی در سوریه توسط اسراییل و سکوت ایران و متحد آن روسیه می رود تا در داخل مرزهای ایران تکرار شود. به نظر میرسد دولت امریکا در تدارک جنگی برق آسا، بدون اخطار قبلی و بدون نیاز به تصویب قانونی از سوی کنگره امریکا می باشد. بزرگترین شاهراه صدور نفت در جایی قرار دارد که ناوها و کشتی های امریکا و قایقهای نظامی سپاه پاسداران و واحد عملیاتی قدس هر دو در آنجا مستقر هستند اما در سوریه رژیم ایران مهمترین سرمایه گذاری سیاسی و نظامی خود را پس از ضربات پی در پی اسراییل و محدود شدن دایره مانورش از دست داده است جنگ با ایران ممکن است در ابتدا بسیار پر هزینه باشد اما جمهوری اسلامی از نظر نظامی و اقتصادی قادر به ادامه آن نخواهد بود متاسفانه در همان ساعات اول کلیه زیرساختهای ایران، مراکز فرماندهی و مخابراتی ایران و همینطور مراکز اتمی از بین خواهند رفت. بسیاری بر این عقیده هستند که همزمان ملت ایران به خیابانها سرازیر خواهند شد و به سرنگونی رژیم منجر خواهد گردید. کشورهای منطقه بویژه شورای همکاریهای خلیج فارس خواهان جنگ نیستند زیرا هرگونه واکنشی از سوی حکومت ایران مسلماً خساراتی به کشورهای عربی نزدیک به ایران بویژه امارت متحده عربی و عربستان سعودی خواهد زد. البته ایران فقط با موشک می تواند واکنش نشان دهد و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس با پیشرفته ترین

 

سیستم پدافند دفاع موشکی پاتریوت مجهزند . کویت، بحرین و قطر نیز دارای قراردادهای دفاع مشترک با امریکا هستند. احتمال دارد ایران از طریق هسته های تروریستی اقداماتی در کشورهای شورای همکاریهای خلیج فارس انجام دهد.

 

گروه وحدت ملی ایرانیان اروپا – مرکزیت هامبورگ، هر گونه در گیری نظامی را صلاح ایران و ایرانی نمی داند و بار دیگر به ملت ایران و اپوزیسون مخالف نظام جمهوری اسلامی این توجه را میدهد که در نبود یک آلترناتیو جایگزین، رهبری ملی و شجاع و دلیر، تشکیلات فراگیر که اداره دوران گذار را نماید و یک استراتژی ملی در دوران گذار حمله نظامی امریکا به ایران، جز آنکه هرج و مرج سیاسی و اجتماعی و خدشه دار نمودن یکپارچگی و تمامیت ارضی ایران را نماید، حاصلی دیگر نخواهد داشت. بهار عربی و کشورهایی مانند سوریه، یمن و بویژه لیبی نمونه ای برای ما ایرانیان می باشد که دگرگونی بدون رهبری جایگزین، کشور ما را می تواند تبدیل به لیبی نماید که هنوز در جنگ و درگیر اختلافات سیاسی، نظامی و قومی می باشد. به امید آنکه در هفته های آینده همبستگی ملی میان نیروهای آزادیخواه درون و برون مرزی پدیدار و رهبری و یا شورای رهبری سریعاً بوجود آید.

 

زنده باد ایران و مردم ایران

زنده باد یکپارچگی و وحدت ملّی ایران

شورای عالی گروه وحدت ملی ایرانیان

اروپا – مرکزیت  هامبورگ