ایران، ملت ایران و تحریمهای آمریکا

دوستان، همرزمان و سروران گرامی

گروه وحدت ملی ایرانیان اروپا – مرکزیت هامبورگ در دی ماه 1396 پایه گذاری گردید و طرفدار نظامی سکولار دموکرات و پارلمانی می باشد و وحدت ملی، یکپارچگی و تمامیت ایران سرلوحه اعتقادات این گروه خودجوش می باشد. جکومت جمهوری اسلامی در این مدت چهل سال به گونه ای بوده که اکنون به جبر تاریخ در معرض از هم گسیختگی و از هم پاشیدگی قرار گرفته. حکومت با سوء رفتارها، ضعف مدیریت ها، سیاستهای نادرست داخلی و خارجی بدور از در نظر گرفتن منافع ملی و فساد گسترده می رود تا با اعمال ناصحیح خود، بر حیات خویش نقطه پایان بکذارد. از همان روزهای نخست با اعدامهای بدون محاکمه عادلانه و سرکوب هرآنکس که جدا از حاکمیت می اندیشید نشان داد که رفتارش چقدر با آزادی و عدالت فاصله دارد. اقدام خلاف عرف و اخلاق بین المللی اشغال سفارت آمریکا موجب مسدود شدن میلیارزها دلار از اموال کشورمان و زمینه ساز حمله عراق به ایران و آن جنگ ویرانگر بود. عدم رعایت آزادی های سیاسی، ترورهای پاکترین فرزندان ایرانزمین در خارج از کشور، اعدامهای چند هزارنفره سال 67 و کشتار بیرحمانه در رستاخیز دیماه 1396 از دیگر جنایات حکومت ولایت فقیه می باشد.

در دیماه سال گذشته رستاخیز ملی در یکصد شهر ایران به بی ثباتی حکومت از یکسو و شتاب سرمایه داران حکومتی برای خروج ارز از کشور انجامید که رقم آن بیش از سی میلیارد دلار اعلام شد. دولت آمریکا به این نتیجه رسید که نظام حکومتی ایران در حال فروپاشی می باشد و آمریکا تصور می نماید می تواند روی این فضا سوار گردد و آنرا در سمت منافع خود جهت دهد. اما خیزش در ایران برای آمریکا علاوه بر فرصت یک زنگ خطر هم می باشد. زنگ خطر از این جهت که معلوم شد که مردم ایران می توانند بدون نیاز به دخالت خارجی سرنوشت خود را روشن کنند و به وضع کنونی پایان دهند. بنابراین اعلام فوری خروج از برجام، تحریم ایران، فشار به اروپا بویژه آلمان و خریداران نفت ایران برای جلوگیری از فروش نفت، همگی بخشی از کوششهای آمریکا برای جلوگیری از مداخله و اثرگذاری مستقیم مردم و متقابلاً جهت دهی به حوادث آینده ایران می باشد. حمایت هائی که رهبران آمریکا از بخشی از اپوزیسیون می کنند همه در جهت همین تلاش برای کنار زدن مردم ایران از روند اثرگذاری برسرنوشت خود در داخل کشور می باشد. آمریکا به دنبال ساختن آلترناتیو در خارج و مستقل از مردم داخل کشور است. آمریکا در افزایش فشارها به ایران برروی جند عامل حساب می کند.

  • شکاف عمیق و بی اعتمادی کامل مردم به حکومت و حکومت فاسد به مردم
  • شکاف در خود حکومت و ناتوانی آن از ایجاد یک همسوئی درونی
  • اقتصاد فاسد و تجارن زده ایران که برای رفع نیازهای مردم، ناتوان از تولید ملی، تا مغز استخوان وابسته به صادرات و واردات، یعنی مبادلات جهانی شده است.

تحریم آمریکا می تواند خفقان داخلی را تشدید کند، بستن بیشتر فضای مجازی و محدود کردن ارتباطهای مردم، جلوگیری از پایان حصر و بالاخره تداوم غارت ثروت ملی تحت عنوان دور زدن تحریمها را افزایش دهد.

تحریمهای کمرشکن آمریکا در دیگر کشورها به تنهایی باعث تغییر رژیم نشده است. در اینجا کوبا و همچنین عراق قابل ذکر هستند. تحریم آمریکا و اینگونه فشارهای شدید اقتصادی بی شک برای جمهوری اسلامی مشکلات جدی فراوانی ایجاد می کند، اما مگر ایران بعد از انقلاب لحظه ای بدون تحریم گذرانده است. درد چنین فشارهای کمرشکنی بسیار بیش از رژیم حاکم و قبل از آن به جشم مردم ایران بویژه اقشار متوسط و اقشار کم درآمد خواهد رفت. به عبارت دیگر بزرگترین متضرر تحریمهای کمرشکن، شهروندان و ملت ایران می باشند. سیاستهای دولت ترامپ بیشترین آسیب را به زندگی روزمره ملت ایران وارد گردانده. نتیجه عملی اینگونه اقدامات بر فرضِ به نتیجه رسیدن، علاوه بر فروپاشی رژیم، فروپاشی روزمره مردم و فروپاشی اجتماعی از طریق دامن زدن به خیزشهای کور خیابانی و فروپاشی وحدت ملی و تمامیت ارضی ایران می باشد.

دموکراسی از طریق مداخله نظامی یا تحریم کمرشکن اقتصادی و کمک به نیروهای تجزیه طلب ایرانی حاصل نمی شود. دموکراسی امری است درون‌زا که با تقویت زیرساختهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی آن حاصل می شود. ملت فیور ایران خود در حال تغییر اساسی در کشورشان هستند. تغییر جمهوری اسلامی به نظام مطلوب مردم تنها به دسا ایرانی و با سرمایه ایرانی صورت ظذیر است و نه سرمایه عربستان سعودی، کشوری با تاریخ 90 ساله که می خواهد بر کشوری سه هزارساله حکومت نماید. آمریکا خصوصاً دولت ترامپ هرگز نمی تواند مدعی حمایت از دموکراسی، حقوق بشر و آزادی در خاورمیانه شود چرا که پائین ترین کشورهای جهان در فعر رده بندی دموکراسی و حقوق بشر از قبیل عربستان، هم‌پیمانان اصلی آمریکا در خاورمیانه هستند. اگر مداخله خارجی بد است و ایران بدلیل ایدئولوژی و ژئوپولیتیک در کشورهای منطقه دخالت می کند، نمی توان با همان شیوه نادرست در ایران مداخله کرد تا جلو مداخله ایران را گرفت و عربستان سعودی و اسرائیل را خوشحال و راضی نمود. راه گذار به حاکمیت قانون، دموکراسی، حقوق بشر و آزادی، گذار مسالمت آمیز از جمهوری اسلامی به دست و سرمایه ایرانی است. امروز ایران به آلترناتیو ملی و بدون وابستگی خارجی نیازمند است. شورای هماهنگی و مدیریت گذار برای عبور از جمهوری اسلامی، ایجاد نظم و بالاخره پیش بسوی رفراندوم ملی برای انتخاب نوع نظام حکومتی آینده ایران نیاز است. هدف اصلی آمریکا آن است که چه از طریق مذاکرات با جمهوری اسلامی و جه از طریق تغییر رژیم، ایران را در چهارچوب محوری خود قرار دهد زیرا با کنترل ایران و نفوذ ژئوپولیتیک بر آن، قدرت تضعیف شده هژمونیک خود را باز می یابد اما اگر در این سیاست و استراتژی و طرح شکست بخورد، هژمونی جهانی خود را به سه بلوک بین المللی دیگر یعنی چین، روسیه و اتحادیه اروپا می بازد و افولش که هم‌اکنون آغاز شده در جهان سریعتر می گردد و چین ، روسیه و اتحادیه اروپا به هم نزدیک تر کی گردند.

زنده‌باد ایران و مردم ایران

زنده‌باد یکپارچگی و وحدت ملّی ایران

دکتر فریبرز صارمی – مدیر سیاسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.